اختصاص حقیقت عزت و علو به پروردگار متعال
10اگر حضرت عبدالمطّلب میآمد و این تقاضا را میكرد حضرت عبدالمطّلب مشرك بود! آنجا خدا غیرتش اجازه نمیدهد تقاضا كن، تقاضا از كیسه كی میخواهی بكنی؟ از كیسه من میخواهی مایه بگذاری؟ تو دلت برای این كعبه بیشتر از من میسوزد؟ تو موقعیت این كعبه را بیشتر از من داری؟ این را میگویند موحِّد. میگوید: من شتر دارم، شترهایم را دزدیدند بیا شترها را بده من. میگوید: خیلی خب شترهایش را به او بدهید. وقتی حضرت عبدالمطّلب بیرون میآیند، میگویند چرا به او نگفتی؟ میگوید: به من چه مربوط است؟ من رفتم شترهایم را از او بگیرم، كعبه خدا دارد. ولی درعینحال بلند میشود میرود به عبادت، این كار را هم باید انجام بدهد بین خود و بین خدا، در میان مردم اینجور عمل میكند و اینجور تربیت میكند، ولی در باطن خودش بلند میشود میرود دعا میكند، بلند میشود میرود در كوه سر به سجده میگذارد میگوید: خدایا ما قدرت نداریم، خدایا ما اراده نداریم، خدایا ما علم نداریم، خدایا ما توان نداریم، خودت زمین خودت را حفظ كن، خودت خانه خودت را حفظ كن، خودت مأوی خودت را حفظ كن. بنده موحّد این دو مسئله را در مقام ارتباط خاص با خدای خود و در مقام تربیت و كیفیت ارتباط با افراد، همسان نگه میدارد. ازآن طرف نمیگوید به من چه مربوط است خدا هرچه میخواهد، نه، خدا میگوید تو هم باید بیایی دعابكنی، تو هم باید تضرّع بكنی، آنوقت من هرچه تصمیم گرفتم خودم میدانم، من هرچه نظرم تعلّق گرفت آنوقت خودم میدانم.
همه میگویند كار كعبه تمام است، همینكه دستور حمله را میدهد یك دفعه جُنُوداً لَمْ تَرَوْها التوبة، ٢٦ میآیند، لشگر ابابیل و اینها را همه دیدند. كدام ماهواره لشگر ابابیل را نشان میدهد؟! كدام فكر و قواعد ظاهری نشان میدهد كه یك حیوان به اندازه یك گنجشك بیاید الآن در مكه همین ابابیل هم هست، پرندهای است اندازه یك گنجشك، قدری طولانیتر و در منقارش سنگ باشد و این سنگ از هر گلولهای كارسازتر باشد، بیاید هركدام بیاندازد قشنگ روی سر آن.

