اختصاص حقیقت عزت و علو به پروردگار متعال
18پیغمبر فرمودند كسیكه میخواهد به من تبعیت كند باید مهر دخترش را مهرالسّنه كند. مهرالسّنه یعنی پانصد درهم شرعی مطابق با همان زرهی بود كه امیرالمؤمنین فروخت. حضرت فرمودند: چه داری یا علی؟ گفت: یك زره دارم یك شمشیر، گفتند: شمشیرت را لازم داری؟ زره هم كه نیازنداری، تو كه پشت نمیكنی مثل بقیه كه سه روز در رفتند تو جنگ احد، تو كوههای پشت مدینه آن خلفای راشدین و اعلَی اللَه مَقامَنا! بعد از سه روز بلند شدند آمدند! نه، امیرالمؤمنین همیشه به یك طرف میرفت، فقط به یك سمت، هیچوقت پشتنكرد گفتند: زرهت را بفروش. حضرت زرهش را فروخت. شد پانصد، این پانصد شد سنّت، كلك هم نباید بزنیم، توجیه هم نبایدبكنیم، سر پیغمبر هم نباید كلاه بگذاریم. آن موقع پانصد درهم یك خانه میدادند و یك قشلاق میدادند. كی آن موقع خانه می دادند، این حرفها چیه؟ این دروغها چیه؟ پانصد درهم قیمت یك زره بود، مگر الآن قیمت زره چند است؟ دویست، سیصد هزار تومان دیگر، بالاتر كه نیست. زره قیمت نداشت آن موقع، یك چیز آهنی بود بهم بافته بودند مگر چقدراست؟ پنجاه میلیون كه نیست، پانصد تا درهم، پانصد تا نقره. دلیلش چیست؟ ای افرادی كه توجیه و تحریف میكنید و سنّت را برمیگردانید. دلیلش این است كه امیرالمؤمنین با آن پانصد درهم رفت چكار كرد؟ پیغمبر به سلمان و ابابكر فرمودند: بروید از بازار برای حضرت زهرا جهاز بگیرید. رفتند یك دانه تشك و یك لحاف گرفتند، چند تا كاسه گرفتند و ... این شد پانصد درهم، حالا با آن ییلاق قشلاق میدادند؟! جهیزیه حضرت زهرا كه در همه كتب نوشته كه چه بوده. یك پارچهای از پشم بوده، یك زیرانداز بوده، یك تشك بوده، چندتا كاسهگلی بوده و یك دستابی كه با آن گندم را آرد میكردند، همین والسّلام این شد پانصد درهم. چرا به مردم دروغ میگویید؟ بگوییم نمیخواهیم، میخواهیم دختر خودمان سه هزار سكه باشد، چرا دیگر به امام دروغ میبندید؟ دیگر چرا با اهل بیت شوخی میكنید؟ غیرت خدا اینجا كارساز است، اینجا كار دست میدهد!

