
اختصاص حقیقت عزت و علو به پروردگار متعال
اختصاص حقيقت عزت و علو به پروردگار متعال. شرح فقره: و لا يطلب ما عند الناس عِزاً و عُلوّاً. 1 توضيحي راجع به معناي عزّت و اقسام آن. 2 توضيحي راجع به عزّتهاي اعتباري و زوالپذير و در مقابل آن عزت حقيقي و واقعي. 3 عزيز شخصي است كه حال و موقعيت او پيش از رسيدن به رياسات و امور اعتباري عالم دنيا با حال او پس از رسيدن به آن، به اندازه سر سوزني تفاوت نداشته باشد. 4 چگونه و بر اساس چه عاملي در انسانها احساس علّو و عزّت شكل ميگيرد. 5 در صورتي كه فرد به همه انسانها از دريچۀ وحدت و انتساب ايشان به پروردگار متعال نظر كند و در اين مسئله اختلافي ميان ايشان نبيند توفيق خداوند شامل حال او شده و مورد لطف و عنايت پروردگار متعال قرار ميگيرد. 6 بيان معناي مراقبه از ديد عرفاء اولياء باللَه. 7 در ديدگاه اسلام و فرهنگ اسلامي ابر قدرت عبارتست از حقيقت توحيد و اسلام: كلمة اللَه هي العليا و كلمة الذين كفروا السفلي. 8 اولياء و بزرگان عزت را در عالم وجود تنها در ذات پروردگار متعال نظاره ميكنند. 9 دست غيبي پروردگار متعال در جريان واقعۀ طبس و شكست نيروي هوايي آمريكا. 10 تفسير آيه 9 سورۀ مباركه احزاب: ( فَأرْسَلْنا عَلَيْهِمْ ريحاً وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها...) 11 ابرهه همراه با تجهيزات فراوان و فراهم آوردن عِدّه و عُدِّه به قصد تخريب كعبه رهسپار مكه مکرمه ميشود. 12 سخنان حكيمانه حضرت عبدالمطلب با ابرهه حاكي از ادراك واقعيت توحيد در ايشان ميكند. 13 جهل و ناداني ابرهه از اختصاص عزت و قدرت به پروردگار متعال و هلاكت و نابودي او توسط پرندگان. 14 توجيهات غير صحيح و بر آمده از ديدگاه ماديگرايانه برخي از افراد در تحليل معجزات پروردگار متعال. 15 يكي از اموري كه در اسلام و روايات بسيار بر آن تأكيد شده است حفظ عزت و مناعت و ارزش نفوس افراد و مؤمنين ميباشد. 16 بيان فلسفه وجوب حجاب از طرف پروردگار متعال براي بانوان بر اساس مسأله حفظ عزت زن. 17 بيان ديدگاه اسلام و مكتب عرفان نسبت به حجاب براي بانوان. 18 تفسير قسمتي از آيه 30 سورۀ مباركه نور: (قُلْ لِلْمُؤْمِنينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ...) 19 توضيحي راجع به فرمايش حضرت صديقه طاهره سلام اللَه عليها در ارتباط با زنان: 20 تمسك برخي از افراد نادان براي جواز حضور و تعامل زنان با مردان به حضور حضرت زينب در مجلس ابن زياد و سخنراني حضرت و بيان پاسخ آن
اختصاص حقیقت عزت و علو به پروردگار متعال
توضیحات:
اختصاص حقيقت عزت و علو به پروردگار متعال. شرح فقره: و لا يطلب ما عند الناس عِزاً و عُلوّاً. 1 توضيحي راجع به معناي عزّت و اقسام آن. 2 توضيحي راجع به عزّتهاي اعتباري و زوالپذير و در مقابل آن عزت حقيقي و واقعي. 3 عزيز شخصي است كه حال و موقعيت او پيش از رسيدن به رياسات و امور اعتباري عالم دنيا با حال او پس از رسيدن به آن، به اندازه سر سوزني تفاوت نداشته باشد. 4 چگونه و بر اساس چه عاملي در انسانها احساس علّو و عزّت شكل ميگيرد. 5 در صورتي كه فرد به همه انسانها از دريچۀ وحدت و انتساب ايشان به پروردگار متعال نظر كند و در اين مسئله اختلافي ميان ايشان نبيند توفيق خداوند شامل حال او شده و مورد لطف و عنايت پروردگار متعال قرار ميگيرد. 6 بيان معناي مراقبه از ديد عرفاء اولياء باللَه. 7 در ديدگاه اسلام و فرهنگ اسلامي ابر قدرت عبارتست از حقيقت توحيد و اسلام: كلمة اللَه هي العليا و كلمة الذين كفروا السفلي. 8 اولياء و بزرگان عزت را در عالم وجود تنها در ذات پروردگار متعال نظاره ميكنند. 9 دست غيبي پروردگار متعال در جريان واقعۀ طبس و شكست نيروي هوايي آمريكا. 10 تفسير آيه 9 سورۀ مباركه احزاب: ( فَأرْسَلْنا عَلَيْهِمْ ريحاً وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها...) 11 ابرهه همراه با تجهيزات فراوان و فراهم آوردن عِدّه و عُدِّه به قصد تخريب كعبه رهسپار مكه مکرمه ميشود. 12 سخنان حكيمانه حضرت عبدالمطلب با ابرهه حاكي از ادراك واقعيت توحيد در ايشان ميكند. 13 جهل و ناداني ابرهه از اختصاص عزت و قدرت به پروردگار متعال و هلاكت و نابودي او توسط پرندگان. 14 توجيهات غير صحيح و بر آمده از ديدگاه ماديگرايانه برخي از افراد در تحليل معجزات پروردگار متعال. 15 يكي از اموري كه در اسلام و روايات بسيار بر آن تأكيد شده است حفظ عزت و مناعت و ارزش نفوس افراد و مؤمنين ميباشد. 16 بيان فلسفه وجوب حجاب از طرف پروردگار متعال براي بانوان بر اساس مسأله حفظ عزت زن. 17 بيان ديدگاه اسلام و مكتب عرفان نسبت به حجاب براي بانوان. 18 تفسير قسمتي از آيه 30 سورۀ مباركه نور: (قُلْ لِلْمُؤْمِنينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ...) 19 توضيحي راجع به فرمايش حضرت صديقه طاهره سلام اللَه عليها در ارتباط با زنان: 20 تمسك برخي از افراد نادان براي جواز حضور و تعامل زنان با مردان به حضور حضرت زينب در مجلس ابن زياد و سخنراني حضرت و بيان پاسخ آن
اختصاص حقیقت عزت و علو به پروردگار متعال
21ما با همه بودیم، باهمه اقسام، با همه، با مسیحی بودیم، با یهودی بودیم، با مسلمان بودیم، با شیعه با سنّی، اقسام مختلف، باهمه، آنچه كه بدست آوردیم این آیه شریفه است: قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَه وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً آلعمران، ٦٤ ای اهل كتاب همه بیایید، همه با هم جمع بشویم، همه با هم بیایید اینجا، امریكایش بیاید اینجا، انگلیس بیاید اینجا، فرانسهاش بیاید اینجا شورویش بیاید اینجا، چینش بیاید، همه بیایید با هم سر یك سفره، اختلافات را بگذاریم كنار، فقط خدا را كه همه قبول داریم، همان را بگیریم أَلّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَه فقط بیاییم بگوییم خدا، هرچه خدا گفته. اگر حضرت مسیح گفته ما قبول داریم، حضرت موسی گفته، خدا گفته، عناد را بگذاریم كنار، غرض ورزی را بگذاریم كنار، شخصیت را بگذاریم كنار، رئیس جمهورش بیاید، رئیس جمهور امریكایش بیاید، بلند شود بیاید سر این سفره، این سفره را كسی برای كسی نبسته، وزیرش میخواهد بیاید، وكیلش میخواهد بیاید، همه بیایند، همه بیایند، مگر پیغمبر برای رؤسای جمهور و قیصر و ... نامه نمینوشتند، مگر برای خسرو پرویز نامه ننوشتند، گرفت نامه پیغمبر را پاره كرد و رویش لگد گذاشت، یعنی چه؟ یعنی توی خسرو پرویز هم بر سر سفره ما جا داری.
خدا به حضرت موسی وحی میكند برو پیش فرعون نصیحتش كن فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى طه، ٤٤ شاید متوجه بشود، فرعون ربات كه نیست، سنگ كه نیست، ستون كه نیست، بالاخره بشر است نفس دارد، برو با او حرف بزن، نپذیرفت یك مطلب دیگراست. او را هم دعوتش كن سر این سفره، آن را هم بگو بیاید.
الآن هم همینطور است همه بیایند، غرض را كنار بگذاریم، مرض را كنار بگذاریم، عناد را كناربگذاریم، عزّت اعتباری را كنار بگذاریم، عزّت امام صادق را بگیریم، این مسئله است، آن را كنار بگذاریم، همه میبینیم نشستهایم سر یك سفره، هرچه خدا گفته، الآن اگر خدا بگوید بروید از حضرت عیسی تبعیتكنید میگوییم به چشم، اگر الآن خدا بگوید به ما بلند شوید بروید یهودی بشوید، میرویم میشویم یا نمیشویم؟ آنقدر ما بازیم، آنقدر مسلمان باز است، آنقدر پیرو امیرالمؤمنین باز است، مگر امیرالمؤمنین همین یهود میآمد نمیگفت: یا أخ الیهود؛ ای برادر یهودی، امیرالمؤمنین میگفت برادر یهودی. باز بود وسیع بود همه را میپذیرفت، اینجور صحبت میكرد، آن هم بعد میگفت: اشهَدُ انَّ لا اله إِلَّا اللَه وَ اشهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَه وَ اشهَدُ أَنَّكَ خَلیفَةُ رَسُول اللَه. امیرالمؤمنین آنجا باید برخورد میكرد، بعد وقتی به آخر میرسید شهادت میداد، بعد میگفت شهادت میدهم كه تو خلیفهای، نه اینكه بگوید بزنید این را، گم شود! اصلًا از مسجد بیرونش كنید و طردش كنید و بزنید تو گوشش، سیلی بزنید و چكش بزنید و چماق بر سرش بكوبید! نه، اینطور نبود. یا اخ الیهود، ای برادر یهود بیا، چیه آقا؟ حرفت چیست؟ حرف ما این است.
