
دیدگاه اهل معرفت نسبت به نهضت سید الشهداء علیه السلام، و نقد سایر دیدگاهها
دیدگاه اهل معرفت نسبت به نهضت سید الشهداء علیه السلام، و نقد سایر دیدگاهها
13مسئلهی مصیبت سیدالشهداء با مصیبتهای ما و پدرمان و مادرمان و افرادی كه رفتند تفاوت دارد. آن جان و ناموس عالم خلقت است نه اینكه یك فرد عادی یا یك عالم عادی بخواهد برود. ولایت او و ربط همهی موجودات به او، به عنوان یك واقعهی تكوینی است و نه اعتباری.
ما اگر دو روز مجالس یك نفر را تعطیل كنیم، روز سوّم افراد فراموش میكنند یك همچنین شخصی از دنیا رفته است. امّا سیدالشهداء هم اینطوری است؟ برای سیدالشهداء هم باید یاد آوری كرد یا نه؟ او امام است و امام كسی است كه از نظر باطن با همهی عالم وجود ارتباط دارد. نیاز به گفتن من و امثال من نیست كه بیایید و برای سیدالشهداء عزاداری كنید. تمام عالم وجود در روز اوّل محرّم سیاهپوش است، تمام عالم وجود در روز اوّل محرّم محزون است. قضیهی امام علیهالسلام با مسائل اعتباری و توهّمات و تخیلات دیگر خیلی تفاوت دارد، تفاوت بین حقیقت و مجاز است، بین واقع و كذب است. این مسئله، مسئلهی امام علیهالسلام است.
ولی صحبت در این است دیدگاه ما نسبت به سیدالشهداء علیهالسلام چه دیدگاهی است؟ آیا فقط باید به امام حسین از دیدگاه یك فرد مظلوم نگاه كرد كه نخواست بیعت با یزید را قبول كند و فرار كرد و رفت و از مردم و حكومت كنارهگیری كرد، امّا حكومت او را تعقیب كرد و بالمآل او را به شهادت رساند و اسرهی او را و اهل بیت او را به اسارت برد؟ آیا به این كیفیت است یا اینكه نه مسئله چیز دیگری است؟
در قبال این نظریه، نظریهی دیگر و دیدگاه دیگری نسبت به سیدالشهداء هم وجود دارد و آن اینكه سیدالشهداء تمام وجودش خلاصه میشود در جنگ و كشتن و مبارزه كردن با ظلم و حكومت، این میشود سیدالشهداء! انگار سیدالشهداء در این دنیا هیچ هنر دیگری ندارد، نه علم دارد، نه فقه دارد، نه فهم دارد، نه ولایت دارد، نه امامت دارد و نه اتصال به ملكوت دارد. هنر امام حسین در این است كه آمده و قیام كرده و شمشیر كشیده و منتهی زورش نرسیده و او را گرفتند و كشتند، این است هنر سیدالشهداء!
