
دیدگاه اهل معرفت نسبت به نهضت سید الشهداء علیه السلام، و نقد سایر دیدگاهها
دیدگاه اهل معرفت نسبت به نهضت سید الشهداء علیه السلام، و نقد سایر دیدگاهها
15چرا ما باید امام علیهالسّلام را در این نقطه محدود و محصور كنیم؟ قضیهی عاشورا یك میلیارد از میلیارد از میلیارد واقعیت سیدالشهداء است كه برای ما تجلی كرده نه همهی امام حسین! ما از قضیهی عاشورا چه میفهمیم؟ فقط همین زدن، فقط همین كشتن یا نه! آن امام حسینی كه قضیهی عاشورا را اینطور تا ابد به عنوان سرلوحه برای همهی افراد چه مسلمان و چه غیر مسلمان ترسیم میكند، همین امام حسینی بود كه ده سال با معاویه كاری نداشت. غیر از این است؟ چرا جنگ نكرد با معاویه؟ معاویه بدتر بود یا یزید؟ معاویه بود. اصل و كار همه چیز معاویه بود. همین امام حسین ده سال با معاویه و در حكومت معاویه زندگی كرد. چرا؟ چون امام بود نه یك مبارز!
ما امامت سیدالشهداء را كنار گذاشتیم و فقط شمشیر روز عاشورایش را دیدیم. امام حسین علیهالسّلام آمد و با امامت خودش مبارزهی در یك مفهوم و یك معنای وسیع را برای ما ترسیم كرد و آن مبارزهی با ظلم به نفس است. حالا این مبارزه با ظلم نفس یا در مقام سر سپردن به حكومت ظالمانه تجلی میكند و انسان باید انجام بدهد یا در سایر عرصهها این مسئله نمود پیدا میكند. اینطور نیست كه فقط مسئلهی ظلم یك مفهوم خاصّی داشته باشد و آن عبارت باشد از حكومت ظالمانه و حكومت جائرانه، نه اینطور نیست.
آنچه را كه انسان به عنوان یك حق در همهی عرصههای حیات خودش میبیند؛ چه عرصهی ظاهری و چه باطنی، چه فرهنگی و چه غیر فرهنگی، اجتماعی یا غیر اجتماعی، مسائل نفسانی، خواستها و طلبها، میلها و رغبتها و انگیزهها، خود را در قبال این مسئله باید ارزیابی كند. اگر دید نسبت به حق تمایل دارد، بداند در مكتب امام حسین است، حال آنكه آن یك مسئلهی فرهنگی است. اگر بداند در مقابل این حق موضع میگیرد در نفس، بداند او در روز عاشورا جایی ندارد. مسئله مسئلهی یزید نیست، یزید كیست؟ یزید هزار و چهار صد سال پیش بوده و مرده و از بین رفته و خاكسترش هم به باد رفته است. سیدالشهداء آمد و مطلب را به عنوان یك اساس و یك حركت محوری در همهی عرصهها بوجود آورد.
