اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دیدگاه اهل معرفت نسبت به نهضت سید الشهداء علیه السلام، و نقد سایر دیدگاه‌ها

14877
عنوان بصری
علو وعزت
نسخه عربی

دیدگاه اهل معرفت نسبت به نهضت سید الشهداء علیه السلام، و نقد سایر دیدگاه‌ها

16
  • حرفی را كه انسان می‌خواهد بزند، اگر بخواهد ملاحظه‌ی افراد را بكند؛ بداند در مقابل سیدالشهداء است. مطلبی را كه انسان می‌خواهد بیان كند، اگر ملاحظه و مصالح دیگری را در نظر بگیرد؛ باید بداند در مقابل سیدالشهداء است و این قضیه كاری به كربلا ندارد. اقدامی را كه می‌خواهد بكند اگر ببیند مخالف رضای خداست، بداند مخالف سیدالشهداء است. كلام زوری را بخاطر رعایت مصالح دنیوی خودش بپذیرد، بداند كه مخالف سیدالشهداء است.

  • آن كسانی كه می‌آیند و حركت سیدالشهداء را به عنوان حركت محوری برای خودشان تلقی می‌كنند، امّا تحمّل شنیدن یك نقد را نسبت به اعمال خود ندارند؛ آن‌ها بر سیدالشهداء دروغ می‌بندند. آن‌ها سیدالشهداء را به عنوان سپر برای خواست‌های خودشان مطرح می‌كنند. آن‌ها از سیدالشهداء برای رسیدن به آمال خودشان استفاده می‌كنند.

  • سیدالشهداء كه بود؟ سیدالشهداء كسی بود كه اگر بیاید یك شخصی از حضرت انتقاد كند، بر آشوبد و بگوید ساكت شو! خجالت بكش! بلند شو برو ... یا نه! سیدالشهداء همان امام صادق بود. مگر امام صادق نمی‌آمدند، مگر صحبت نمی‌كردند، مگر ایراد نمی‌كردند. حضرت می‌فرمودند صحبت كردی، حالا بنشین جوابت را بدهم؛ دعوا داری، بنشین! می‌نشست و حضرت جوابش را می‌دادند و بعد می‌گفت شهادت می‌دهم كه تویی امام بعد از رسول خدا و تویی خلیفه و جانشین رسول خدا. داد می‌زد سرش؟ عصبانی می‌شد؟ می‌گفت برو پی كارت؟ پس معلوم است این حرف‌ها نیست آقا جان! سیدالشهداء یعنی مرد حقّ در همه‌ی عرصه‌ها و در همه‌ی زمینه‌ها. آن كسی كه یك حقّی را می‌بیند و پا رویش می‌گذارد، دروغ می‌گوید كه من دنبال سیدالشهداء هستم؛ گرچه بنشیند در مجالس امام حسین و گریه هم كند و صدای گریه او از همه بالاتر برود.

  • خدا رحمت كند مرحوم حاج هادی ابهری را! مردی بی‌سواد بود و سواد نداشت، حتی امضاء نمی‌توانست بكند. به جای آن یك مهر درست كرده بود و در جیبش گذاشته بود و این مطلبی را كه می‌خواهم خدمتتان عرض كنم، می‌خواهم به اهمیت مطلب برسید كه چقدر مطلب دقیق است هر وقت می‌خواست یك جایی را امضاء كند، آن مهر را در می‌آورد و می‌زد داخل مركب. خب به خاطر توسلاتش، به خاطر صفای باطن خودش، به خاطر حالات روحی خودش، به خاطر توسلات ممتد و گریه‌های ممتد، حالات و مكاشفاتی داشت. بیش از نصفی از شبانه روزش را در گریه بر امام حسین می‌گذراند. چه كسی این‌طور است؟ تا به حال كسی سراغ دارد؟