
دیدگاه اهل معرفت نسبت به نهضت سید الشهداء علیه السلام، و نقد سایر دیدگاهها
دیدگاه اهل معرفت نسبت به نهضت سید الشهداء علیه السلام، و نقد سایر دیدگاهها
17بیش از دوازده ساعت در شبانه روزش را در گریه میگذراند و دست خودش نبود. و بواسطهی این توسلات، حالاتی پیدا كرده بود، مكاشفاتی پیدا كرده بود، مسائلی را برای ما تعریف میكرد و ما میدیدیم این مسائل با تاریخ تطبیق میكند. كیفیت روز عاشورا را میآمد برای ما میگفت، اوّل او رفت كشته شد، بعد او آمد، او اینطور شد، جریانات را میگفت و میدیدیم درست است. كیفیت اسارات، رفتن به شام، تمام اینها را خدا برایش روشن كرده بود و میگفت خطبهی حضرت زینب در كوفه اینطوری بوده است. سواد نداشت، امضاء نمیتوانست بكند. اینها حالاتی بود كه برایش روشن شده بود. نور پیدا كرده بود و مطالب را تشخیص میداد، از بواطن افراد خبر میداد، تا اینجاها حتی پیش آمده بودها! دروغ را تشخیص میداد، صدق را تشخیص میداد، نیت خالص را از نیت كذب تشخیص میداد و خیلی هم مرد ركی بود. اگر میفهمید یك شخصی میخواهد با او منافقانه برخورد كند، صاف حقّش را میگذاشت كف دستش و هیچ برو و برگرد هم نداشت.
یك وقتی در یك مجلس عقدی با مرحوم آقا در زمان سابق رفتیم، خیلی من كوچك بودم و حدود ده سالم بود و این مرحوم هم در آنجا بود. وقتیكه وارد شد یكی از آن آقایان خیلی مهم حالا اسمش را نمیبرم، فوت كردهاست، خیلی از آن آقایان مهم از همین آقایان طهران آنجا نشسته بود و تا مرحوم حاج هادینشست، حالا میخواست یك خود شیرینی كند. گفت: حاجی چوخ مخلصیم! حاجی گفت: چوخ دروغ میگویی! اصلًا معطل نكرد. حالا این عالم در میان افراد، موجّه و خلاصه خیلی به او برخورد. در دلش گفت حسابت را میرسم مشخص بود از قیافهاش و یك مدّتی گذشت و یك صحبتی شد و مرحوم حاج هادی آمد دوباره یك اظهار نظر كرد و گفت: نه! این حرف درست نیست. یك مسئلهای مطرح شد، مسئله فقهی هم مطرح شده بودها، ولی ببینید وقتی خدا نور میدهد به یك شخص، میفهمد. یك مرتبه ایشان بلند شد جلوی همه و گفت: عالم را با جاهل بحثی نیست! او جوابش را داد. او هم گفت: جاهل خودتی! بیخود نمیخواهد به ما ببندی! او دید نه خلاصه این حاج هادی از آنهایی نیست كه بخواهد با او دربیافتد و سرش را انداخت پایین. یك همچنین آدمی هم بود و خدا رحمتش كند.
