
دیدگاه اهل معرفت نسبت به نهضت سید الشهداء علیه السلام، و نقد سایر دیدگاهها
اختصاص حقیقت عزت به پروردگار متعال, تبيين حركت سيدالشهداء عليهالسلام. شرح فقره: ولا يطلب الدنیا تکاثراّ وتفاخراّ و لا يطلب ما عند الناس عِزاً و عُلوّاً . 1 بر اساس كلام امام صادق عليهالسلام سالك راه الهي دنيا را به خاطر فخر فروشي به ديگران طلب نميكند بلكه طلب او بر اساس رفع نياز و حاجت او ميباشد. 2 چگونه انسان ميتواند وجود خود را در بوته آزمايش قرار داده، جايگاه خود را در قبال سخن امام صادق عليهالسلام محك بزند. 3 توضيحي راجع به كيفيت تعاملات و ارتباطات افراد در زمان ظهور امام زمان عليهالسلام. 4 نفوذ فرهنگ فزونطلبي و كثرت گرايي در ميان مسلمانان و بيان علت و منشاء آن. 5 سالك راه الهي و فرد رند كسي است كه در شرايط و موقعيتهاي مختلف در ابتدا خود و صلاح خويش را در نظر گرفته سپس به جوانب و حواشي امور توجه و نظر ميكند. 6 سخنان برخي از علماء در انتقاد از مرحوم قاضي و پاسخ صريح و تند مرحوم علّامه طهراني به ايشان. 7 در چه صورتي انسان ميتواند زندگي خود را بر اساس مباني عقلاني و منطقي پيريزي كند؟ 8 امروزه افراد صلاح و كمال نفساني خويش را فراموش كرده به تطبيق اعمال خويش بر اساس خواستههاي مرحوم و منويّات ايشان روي آوردند. 9 محور معيار اعمال و رفتار سالك الهي بر اساس لحاظ منافع و مصالح واقعي خويش و رضايت پروردگار متعال دور ميزند نه بر اساس تحسين و تقبيح مردم و افراد. 10 در صورتي كه فرد ميزان و معيار حركت و سير خود را در دنيا بر اساس آراء و منويات مردم قرار دهد شيطان بر او احاطه و تسلط پيدا كرده، ياد پروردگار متعال را از ذهن او برده و مسائل اعتباري و زوالپذير عالم دنيا را جايگزين آن ميكند. 11 سخن مرحوم علّامه طهراني در ارتباط با فردي كه از ايشان تقاضاي تخفيف در پرداخت وجوهات شرعيه كرده بود. 12 ذكر سخني جالب از مرحوم آقاسيد احمد كربلايي رحمةاللَه عليه 13 تفسير قسمتي از آيۀ 6 سورة مباركه تحريم:( يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ ناراً) . 14 ذكر برخي از كمالات و فضائل مرحوم آيةاللَه سيدعبدالهادي شيرازي 15 بيان دو ديدگاه در تبيين شخصيت امام حسين عليهالسلام و نقد آن. 16 امروزه حقيقت سيدالشهداء عليهالسلام و حركت او در قالب مسأله حزن و اندوه و گريه بر مصائب و مشكلات حضرت خلاصه و محدود ميشود. 17 سيدالشهداء عليهالسلام جان و ناموس عالم خلقت ميب
دیدگاه اهل معرفت نسبت به نهضت سید الشهداء علیه السلام، و نقد سایر دیدگاهها
13مسئلهی مصیبت سیدالشهداء با مصیبتهای ما و پدرمان و مادرمان و افرادی كه رفتند تفاوت دارد. آن جان و ناموس عالم خلقت است نه اینكه یك فرد عادی یا یك عالم عادی بخواهد برود. ولایت او و ربط همهی موجودات به او، به عنوان یك واقعهی تكوینی است و نه اعتباری.
ما اگر دو روز مجالس یك نفر را تعطیل كنیم، روز سوّم افراد فراموش میكنند یك همچنین شخصی از دنیا رفته است. امّا سیدالشهداء هم اینطوری است؟ برای سیدالشهداء هم باید یاد آوری كرد یا نه؟ او امام است و امام كسی است كه از نظر باطن با همهی عالم وجود ارتباط دارد. نیاز به گفتن من و امثال من نیست كه بیایید و برای سیدالشهداء عزاداری كنید. تمام عالم وجود در روز اوّل محرّم سیاهپوش است، تمام عالم وجود در روز اوّل محرّم محزون است. قضیهی امام علیهالسلام با مسائل اعتباری و توهّمات و تخیلات دیگر خیلی تفاوت دارد، تفاوت بین حقیقت و مجاز است، بین واقع و كذب است. این مسئله، مسئلهی امام علیهالسلام است.
ولی صحبت در این است دیدگاه ما نسبت به سیدالشهداء علیهالسلام چه دیدگاهی است؟ آیا فقط باید به امام حسین از دیدگاه یك فرد مظلوم نگاه كرد كه نخواست بیعت با یزید را قبول كند و فرار كرد و رفت و از مردم و حكومت كنارهگیری كرد، امّا حكومت او را تعقیب كرد و بالمآل او را به شهادت رساند و اسرهی او را و اهل بیت او را به اسارت برد؟ آیا به این كیفیت است یا اینكه نه مسئله چیز دیگری است؟
در قبال این نظریه، نظریهی دیگر و دیدگاه دیگری نسبت به سیدالشهداء هم وجود دارد و آن اینكه سیدالشهداء تمام وجودش خلاصه میشود در جنگ و كشتن و مبارزه كردن با ظلم و حكومت، این میشود سیدالشهداء! انگار سیدالشهداء در این دنیا هیچ هنر دیگری ندارد، نه علم دارد، نه فقه دارد، نه فهم دارد، نه ولایت دارد، نه امامت دارد و نه اتصال به ملكوت دارد. هنر امام حسین در این است كه آمده و قیام كرده و شمشیر كشیده و منتهی زورش نرسیده و او را گرفتند و كشتند، این است هنر سیدالشهداء!
