اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اختصاص تمام مراتب عزّت و علوّ به پروردگار متعال

0
عنوان بصری
عنوان بصری
علو وعزت

ادراك اختصاص حقيقت عزت و علو در پروردگار متعال. شرح فقره: و لا يطلب ما عند الناس عِزاً و عُلوّاً. 1 سالك راه الهي نبايد در طلب و خواست خود نسبت به آنچه در اختيار مردم است به ديد عزّت و برتري نگاه كند. 2 توضيحي راجع به جايگاه و نحوۀ عملكرد سالك راه الهي بر اساس اين فقرۀ شريفه از كلام امام صادق عليه‌السلام. 3 بر اساس كلام امام صادق عليه‌السلام كسي كه قصد رسيدن به مقام عبوديت پروردگار را دارد بايد موقعيت و جايگاه خود را نسبت به مسائل مختلف ارزيابي كرده بر اساس آنچه به صلاح و نفع اوست عمل نمايد. 4 شيطان براي رسوخ نمودن در قلوب مؤمنين همواره به سراغ راهي مي‌رود كه صِبغه و رنگ خدايي داشته باشد. 5 ذكر حكايتي از مرحوم قاضي مبني بر تكدّر خاطر ايشان به دليل اشتغالات فراوان يكي از شاگردان ايشان به امور مسجد و مردم و عدم پرداختن به خود. 6 چگونه پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم با وجود دارا بودن مراتب عاليه كماليه پيش از رسيدن به بعثت مأمور به هدايت و دستگيري از افراد نبودند. 7 مرحوم قاضي رضوان اللَه عليه مي‌فرمايند: بيان احكام الهي و تبليغ دين وظيفه و بر عهدۀ شخصي است كه نفس اين تبليغ و بيان احكام دين موجب ضرر رسيدن به نفس و موقعيت او نشود. 8 تفريق بين صلوات سنت پيامبر اكرم و ائمه معصومين عليهم‌السلام بوده است و هيچ فقيهي نمي‌تواند نسبت به اين مسأله چشم پوشی داشته باشد. 9 بيان علوّ مقام و درجه حضرت عبدالعظيم حسني علیه السلام و اهتمام مرحوم علّامه طهرانی در زيارت ايشان 10 وظيفه سالك راه الهي در قدم اول شناخت مصالح و مضارّ نفساني خود و تطبيق اعمال خويش بر اساس آن مي‌باشد. 11 حركت در مسير سير و سلوك الهي بدون قرار گرفتن در تحت ولايت و تربيت استاد كامل نتيجه‌اي جز گمراهي و واقع شدن در مهالك نفساني ندارد. 12 توضيحي راجع به كيفيت نفوذ شيطان در افراد بر اساس رنگ و صبغۀ الهي دادن به اعمال ايشان و در نهايت مبتلا ساختن ايشان به سنت استدراج. 13 شرح قصيدۀ خمريّه ابن فارض توسط استاد طهراني و توقف ايشان از ادامه آن در پي سخن مرحوم علّامه طهراني به ايشان. 14 مرحوم علّامه طهراني در خطاب به استاد طهراني مي‌فرمايند: اگر خير دنيا را مي‌خواهي ناشناس بمان و اگر خير آخرت را مي‌خواهي باز هم ناشناس بمان. 15 چه عاملي سبب مي‌شود كه انسان نتواند قلب و دل خود را از تعلقات و مسائل اعتباري عالم دنيا بزد

اختصاص تمام مراتب عزّت و علوّ به پروردگار متعال

5
  • این همان چیزی است كه همه‌ی ما مبتلا هستیم، همه در این مسئله باید توجه داشته باشیم. امام صادق علیه‌السّلام در این عبارت می‌خواهد ما را متوجه این نكته كند، متوجه این مسئله كند كه اگر می‌خواهی به مقام عبودیت برسی در خودت تجدید نظر كن و كار خودت را نسبت به این مسائل كه با آنها در ارتباط هستی ارزیابی كن و ببین آنچه را كه نفست برای تو تسویل كرده‌ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً یوسف، ١٨ و برای تو تزیین كرده و برای تو آراسته است. باید در خودت فكر كنی و ببینی كه چه مقدارش جنبه‌ی خدایی دارد و چه مقدارش هم زوائدی است كه در این راستا اضافه شده است.

  • چون یك نكته‌ی بسیار دقیقی در این‌جا هست و این را من خدمت رفقا به عنوان یك سرّ عرض كنم و همه این مطلب را داشته باشند و آن این است كه شیطان برای رسوخ در دل مؤمن همیشه به دنبال راهی می‌گردد كه رنگ خدایی داشته باشد.

  • خُب برای افراد عادی نه؛ برای افراد عادی شرب خمر فراهم می‌كند و جلوه می‌دهد، نه این‌كه فراهم كند، جلوه می‌دهد برای آنها؛ قمار را برای آنها جلوه می‌دهد؛ دروغ را برای آنها جلوه می‌دهد؛ دزدی و سرقت را برای آنها جلوه می‌دهد؛ هتك به نوامیس و عرض و اعراض مردم را جلوه می‌دهد. خُب اینها همه مشخص است كه طریق الهی ندارد و صبغه‌ی الهی ندارد. اما برای رسوخ در دل مؤمن كه نمی‌تواند با قمار و شطرنج و شرب خمر و سرقت بیاید جلو؛ می‌آید جنبه‌های الهی اشتغال مؤمن را و كار مؤمن را برای او به نحو دلخواه خود جلوه می‌دهد و او را نسبت به مسئله مهم‌تر و مسئله اهم كه پرداختن به نفس است، باز می‌دارد.

  • مرحوم قاضی رضوان اللَه علیه یكی از شاگردانشان حركت كرد برای تبریز و دستور العمل‌هایی به او دادند. رفت برای آنجا و اشتغال به كارهای مردم و امور مردم و نماز و وعظ و خطابه مشغول شد. یك سالی از این مسئله گذشت. یكی از دوستان ایشان كه از تبریز می‌آید برای زیارت عتبات و خدمت مرحوم قاضی می‌رسد، ایشان از او سوال می‌كنند كه فلانی حالش چطور است؟ می‌گوید الحمدلله خیلی خوب كارش گرفته است! مردم خیلی به او توجه كردند، مسجدش پر است، منبرش كذاست، خطابه‌اش این‌طور است، خیلی مورد توجه است. ایشان خیلی ناراحت می‌شوند و افسوس می‌خورند و دستشان را دو مرتبه همین طور می‌زنند و می‌گویند عجب! عجب! عجب! ببینید با این‌كه صحبت كردن ایرادی ندارد، خطابه ایرادی ندارد، شغل ایرادی ندارد. حالا راجع به این مطلب اگر امروز وقت برسد، مطالبی عرض می‌كنم.