
اختصاص تمام مراتب عزّت و علوّ به پروردگار متعال
ادراك اختصاص حقيقت عزت و علو در پروردگار متعال. شرح فقره: و لا يطلب ما عند الناس عِزاً و عُلوّاً. 1 سالك راه الهي نبايد در طلب و خواست خود نسبت به آنچه در اختيار مردم است به ديد عزّت و برتري نگاه كند. 2 توضيحي راجع به جايگاه و نحوۀ عملكرد سالك راه الهي بر اساس اين فقرۀ شريفه از كلام امام صادق عليهالسلام. 3 بر اساس كلام امام صادق عليهالسلام كسي كه قصد رسيدن به مقام عبوديت پروردگار را دارد بايد موقعيت و جايگاه خود را نسبت به مسائل مختلف ارزيابي كرده بر اساس آنچه به صلاح و نفع اوست عمل نمايد. 4 شيطان براي رسوخ نمودن در قلوب مؤمنين همواره به سراغ راهي ميرود كه صِبغه و رنگ خدايي داشته باشد. 5 ذكر حكايتي از مرحوم قاضي مبني بر تكدّر خاطر ايشان به دليل اشتغالات فراوان يكي از شاگردان ايشان به امور مسجد و مردم و عدم پرداختن به خود. 6 چگونه پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم با وجود دارا بودن مراتب عاليه كماليه پيش از رسيدن به بعثت مأمور به هدايت و دستگيري از افراد نبودند. 7 مرحوم قاضي رضوان اللَه عليه ميفرمايند: بيان احكام الهي و تبليغ دين وظيفه و بر عهدۀ شخصي است كه نفس اين تبليغ و بيان احكام دين موجب ضرر رسيدن به نفس و موقعيت او نشود. 8 تفريق بين صلوات سنت پيامبر اكرم و ائمه معصومين عليهمالسلام بوده است و هيچ فقيهي نميتواند نسبت به اين مسأله چشم پوشی داشته باشد. 9 بيان علوّ مقام و درجه حضرت عبدالعظيم حسني علیه السلام و اهتمام مرحوم علّامه طهرانی در زيارت ايشان 10 وظيفه سالك راه الهي در قدم اول شناخت مصالح و مضارّ نفساني خود و تطبيق اعمال خويش بر اساس آن ميباشد. 11 حركت در مسير سير و سلوك الهي بدون قرار گرفتن در تحت ولايت و تربيت استاد كامل نتيجهاي جز گمراهي و واقع شدن در مهالك نفساني ندارد. 12 توضيحي راجع به كيفيت نفوذ شيطان در افراد بر اساس رنگ و صبغۀ الهي دادن به اعمال ايشان و در نهايت مبتلا ساختن ايشان به سنت استدراج. 13 شرح قصيدۀ خمريّه ابن فارض توسط استاد طهراني و توقف ايشان از ادامه آن در پي سخن مرحوم علّامه طهراني به ايشان. 14 مرحوم علّامه طهراني در خطاب به استاد طهراني ميفرمايند: اگر خير دنيا را ميخواهي ناشناس بمان و اگر خير آخرت را ميخواهي باز هم ناشناس بمان. 15 چه عاملي سبب ميشود كه انسان نتواند قلب و دل خود را از تعلقات و مسائل اعتباري عالم دنيا بزد
اختصاص تمام مراتب عزّت و علوّ به پروردگار متعال
7آن كسی كه میخواهد افراد وبایی را مداوا كند، نمیتواند یك فرد معمولی باشد و یك كیف دستش بگیرد و یك مقداری آمپول و واكسن در آن بریزد؛ و برود در یك منطقهای كه وبا آمده، در یك منطقهای كه مالاریا آمده، در یك منطقهای كه طاعون آمده و بخواهد آنها را مداوا كند. بله! عدهای را مداوا میكند، واكسن میزند، دوا میدهد ولی در ارتباط با اینها، در تنفس با اینها، در كیفیت تماس با اینها، كمكم كمكم بدون اینكه خودش توجه داشته باشد، همین طور مرض میگیرد، هی داء و بیماری در خود وارد میكند. این همان مسئلهای است كه مرحوم قاضی نسبت به این مسئله نگران بود. آن شخصی كه میخواهد در یك منطقه وبایی وارد بشود، اول خودش را واكسینه میكند، قرصها و دواها و آمپولهایش را میزند، آزمایش میدهد، وقتیكه كاملًا از نقطه نظر طبی مطمئن بود و آن حالت ایمنی برای او محرز شد، آن موقع میگویند برو در دل این افراد و هیچ باكی نیست، حالا برو در دل افراد طاعونی و هیچ باكی نیست.
امام صادق علیهالسّلام در این فقره ما را میخواهد متوجه این نكته كند كه عزتی كه در تصور ما نسبت به افراد و اصناف مختلف قرار دارد؛ مبادا آن عزت، شما را بفریبد و شما را گول بزند و تخیل رسیدن به آن مرتبه را كرده باشید بدون هماهنگی با سعهی وجودی خودت و سعهی ظرفیت خودت و بدون تكلیفی كه درآن مرتبه خدای متعال برای شما مقدر كرده است. بخواهی به این رتبه برسی و بخواهی به این موقعیت دست یابی؛ نتیجهاش از بین رفتن استعدادات و از بین رفتن عمر است.
لذا باید در راهی كه سالك انتخاب میكند، آنچه را كه مد نظر قرار میدهد این باشد كه این عمل چه مقدار به صلاح اوست و چه مقدار به ضرر اوست، این را باید در نظر بگیرد. چه مقدار به صلاح اوست؟ چه مقدار میتواند این عمل برای او مفید باشد و چه مقدار میتواند این عمل برای او مضر باشد؟ و خود را در مقایسهی با این عمل صرف نظر از تبلیغات، بسنجد؛ و در قبال این عمل، صرف نظر از مدحها و تحسینهای افراد، ملاحظه كند و در قبال این مسئله صرف نظر از خواستهای افراد، خود را بیازماید.
