
اختصاص اربعین به سید الشهداء علیه السلام
وضوع: اختصاص حقيقت عزت و علو به پروردگار متعال . شرح فقره: و لا يدع أيّامه باطلاً. 1 بيان مراد امام صادق عليهالسلام از فقرۀ: ولا يطلب ما عند الناس عزّاً و علوّاً و اينكه مراد از طلب در عبارت امام صادق عليهالسلام اموريست كه داراي صبغه و رنگ شرعي و الهي هستند. 2 چگونه انسان در موقعيتي قرار ميگيرد كه در مسير و راه خداوند متعال حركت ميكند بدون خداوند متعال و بدون اتصال ضمير او به مبدأ و حقيقت توحيد. 3 ذكر برخي از فضائل و كمالات روحي مرحوم آقا سيد احمد كربلايي و بيان فرمايش ايشان هنگامي كه به ايشان پيشنهاد مرجعيت شده بود. 4 يكي از مسائل بسيار مهم در راه سير و سلوك الهي اين است كه عمل افراد بر اساس وظيفه و تكليف خود، ايشان را از اتصال به مبداء و حقيقت توحيد پروردگار متعال باز ندارد. 5 تأكيد اولياء الهي بر اينكه ابزار و تجهيزات پيشرفته زمان نبايد به عنوان شبكه و دام براي سالكان راه الهي قرار گيرد، بلكه بايد در راستاي رساندن ايشان به اهداف عالي و تكاملي بكار گرفته شوند. 6 در فرهنگ شيعه مراسم اربعين اختصاص به سيدالشهداء عليهالسلام داشته و اقامۀ آن براي غير از حضرت جايز نميباشد. 7 فاصله گرفتن مجالس ترحيم و تذكّر از دستورات و حقايق اسلامي و نزديك شدن به اعتباريات عالم دنيا و تعلقات آن. 8 بيان برخي از ادله نقلي و تاريخي كه دلالت بر اختصاص مراسم اربعين به سيدالشهداء عليهالسلام ميكند. 9 ذكر سخني از دكتر ناصر اتفاق مبني بر آثار سوء و مخرّب اكتشافات و اختراعات بشر. 10 بيان مراد امام صادق عليهالسلام از عبارت: و لا يدعُ اَيّامه باطلاً 11 يكي از مسائلي كه بسيار در كلام اولياء و عرفاء الهي بدان تأكيد شده است عدم گذران عمر و حيات بر بطالت ميباشد. 12 بيان معناي حق و باطل بر اساس آيۀ 30 سورۀ مباركه لقمان:( ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الْباطِلُ)
اختصاص اربعین به سید الشهداء علیه السلام
16یك وقت در خدمت مرحوم آقا رضوان اللَه علیه بودیم و ایشان صحبت میكردند. یكی از دوستان ما نسبت به مطالبی كه ایشان میفرمودند راجع به یك جریانی كه باید این كار را انجام بدهید و این كار را انجام بدهید و در این مسیر [حركت كنید، به ذهنش فكری خطور كرده بود]. راجع به طبع كتابهایشان بود و مطالبی كه در ترتیب طبع كتابها بود. خب این شخص در یك چنین فكری بود، البته بعد او به من گفت این مسئله را. میگفت من همینطور كه داشتم فكر میكردم این كارها را بكنیم، یكمرتبه به نظرم رسید برای تسهیل در این كار پیش فلان شخص برویم و یك واسطهای قرار بدهیم. تا این [مطلب خطور كرد]، یكدفعه آقا فرمودند پیش هیچ كس هم نمیروید.
ببینید یك ثانیه! یعنی پیگیری كردن و دنبال كردن و رفتن باید برای خدا باشد، واسطه یعنی چه؟ آن كار را برایمان بكند یعنی چه؟ روابط را پیدا بكنیم یعنی چه؟ این كار جزو كارهایی نیست كه دنبال روابط باشد. این مسائل مثل بقیهی چیزها نیست كه برای انجام آن به هر حیله و هر راهی انسان دست بزند و اقدام بكند. این مسیر این است. اگر از این راه درست شد شد، وگرنه رابطه بیرابطه مطلقا، تا صد سال دیگر این كتاب چاپ نشود، ابدا یك كلمه نباید گفته بشود، یك ثانیه. یعنی یك ثانیه همین كه آن فكر از آن مسیر برگشت، برگشت به دنیا. برویم پیش فلان شخص و آن جلو بیاندازد؛ با این چیست؟ مخالف است، چون این طریق حق هست. یكدفعه عقربه میآید به این سمت، تا عقربه آمد به این سمت، خب ولی خدا كه میفهمد، میگوید دست نگه دار، هیچ كجا نمیروید، شد شد، نشد نشد!
وَ أَنَّ ما یدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ، هر چه غیر از خدا باشد، باطل است. ببینید یك ثانیه ها، یك نیت ها، گرچه آن نیت همانطوری كه عرض كردم در راستای سرقت و دزدی و رشوه نیست، ولی در راستای چیست؟ در راستای تحقیق و در راستای انجام همین امور الهی است. ولی امور الهی باید تا وقتی كه خدا در او هست به او پرداخت، همین كه میخواهد فاصله بگیرد دیگر آن امر، امر الهی نیست. میشود مثل سایر چیزهای دیگر، دیگر این كتاب میشود روزنامه، این كتاب دیگر میشود ژورنال، این كتاب میشود مجله، اینتبلیغ میشود برای مسائل دنیا، این منبر دیگر میشود تریبون و فقط چهرهاش عوض شده است. آن مسائل پشت تریبون است، این مطالب چیست؟ بالای منبر است؛ هیچ تفاوت نمیكند، یكی است.
