
خسران زدهترین فرد در طریق سیروسلوک
خسران زدهترین فرد در طریق سیروسلوک
22حالا بعضیها اینجوری هستند. یعنی موقعیت برای این افراد به این كیفیت است. این باید فلان جا برود، حالا نیامده فلان جا آمده، گذرش به آنجا افتاده. اینهایی كه اهل دنیا هستند و در مقام معاندت هستند، و در مقام مخالفت با حق هستند، از اعمال ظاهرالصلاح و از امور چشم پركن ظاهری، برای تثبیت موقعیت خود بهره میگیرند. این فرد را میگویند معاند. این فرد را میگویند مخالف و معاند، یعنی شخصی كه هدفش و مقصدش خلاف رضای الهی و تكبر در قبال دستور پروردگار و عناد در قبال تكالیف، منتها به واسطه این امور.
نمازش برای این مسئله است. عمر نماز میخواند، نماز جماعت میخواند، برای چه؟ برای اینكه خلیفه مسلمین نمیشود نماز جماعت نخواند. عمر روزه میگرفت، حالا به حسب ظاهر، باطن میرفت میخورد یا نه نمیدانیم. برای اینكه خلیفه مسلمین نمیتواند روزه نگیرد. عمر منبر میرفت چون خلیفه مسلمین باید برای مردم صحبت كند. عمر مردم را نصیحت میكرد چون خلیفه مسلمین نمیتواند ساكت باشد. ولی همین نابكار و نانجیب نسبت به آن مواردی كه تشخیص میداد كه میتواند اعمال نفوذ كند از هیچ جنایتی فروگذار نمیكرد از هیچ جنایتی. نسبت به آن مواردی كه صلاح خودش را در نظر میگرفت و میتوانست با ترفند و با حیله به آن صلاح برسد؛ آمد خواستگاری برای دختر امیرالمؤمنین علیهالسّلام. چه كسی آمد خواستگاری؟ قاتل فاطمه زهرا سلام اللَه علیها و مادر این دختر، حالا آمده خواستگاری و میگوید باید دخترت را به من بدهی، حضرت فرمودند كه نمیشود، آن رضایت اوست. میگوید باید رضایت او را جلب كنی. حضرت فرمودند اگر نتوانستم چه؟ ببینید! نانجیبی و وقاحت را به كجا میرساند؟! میگوید به جرم دزدی شاهد میآورم و دستت را قطع میكنم. این قدر پست و بیفطرت و بیشرف و بیوجدان باید باشد آن وقت امیرالمؤمنین علیهالسّلام1 چه كار كند؟ فتنه به پا كند؟ آشوب به پا كند؟ خب میكند، همه را به جان هم میاندازد.
- الكافى، ج ٥، ص ٣٤٧.
