خسران زدهترین فرد در طریق سیروسلوک
9در آیه شریفه میفرماید: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى ... البقرة، ٢٦٤ ای گروه مؤمنین، صدقات خود را با منّت از بین نبرید. میخواهید به یك شخصی كمك كنید، جوری كمك كنید كه دیگران متوجه این كمك بشوند! همینكه آن شخص در نفس خود احساس خجلت كرد، بدانید تمام شد و باطل شد، بیخود پول دادید، بروید پولتان را پس بگیرید. همینكه آن شخص یك حالتی برای او به وجود آمد كه این شخص متوجه شد یا او فهمید، آنحالت نفسانی و انكساری كه برای نفس او پیدا شد، ملكوت این عمل شما را هَباءً مَنْثُوراً كرد و از بین برد، تمام شد.
یك روز مرحوم آقا به من یك وجهی را دادند گفتند برو به فلان كس بده. این در جیب من بود تا شب، ظاهراً در مشهد بودند، در همان كسالتی كه چشمشان ناراحتی پاره شدن شبكیه (دِكُلْمان) پیدا كرده بودند و آمدند در طهران و عمل كردند، در همان سفر بود در فرودگاه به من یك وجهی را دادند و گفتند كه این را به فلان شخص بده. این در جیب من بود، بعد در آنجا آمدیم و به همین كارها و با خیلی از رفقا مشغول بودیم، دیگر غفلت كردم از اینكه آن شخص را در یك جایی پیدا كنم كه این مبلغ را به دست او بدهم. دیدم وقت میگذرد و باید حركت كرد و آمد. به یكی از رفقا دادم و گفتم كه این را برو به فلان شخص بده و بگو كه مرحوم آقا دادند.
سوار شدیم و آمدیم به طهران. در طهران نشسته بودیم، بعضی از دوستان كه آمده بودند قرار بود بروند ساك و وسایل را بیاورند. مرحوم آقا رو كرد به من و گفتند فلان وجه را دادی؟ گفتم: بله دادم. گفتند: خودت دادی یا دادی به دیگری؟ گفتم: ای داد بیداد. كار خراب شد، حالا چه بگویم؟ گفتم نه، جهتش این است كه ... ایشان نگاه كرد فرمودند: وقتی من به تو یك چیزی را میدهم خودت باید انجام بدهی، من میتوانستم به دیگری هم بدهم. شما نمیدانی كه این شخص یك آبرویی داشت و یك حالتی داشت كه جز اینكه تو كه فرزند من هستی این را بدهی هر كس دیگری میداد آبروی او مخدوش میشد.

