خسران زدهترین فرد در طریق سیروسلوک
15گفت منظورتان چیست؟ گفتند: شما به ایشان میرسید یا نه؟ ایشان گفت كه بله، ما كه وقت نمیكنیم و اگر هروقت بیایند و در روضه ما یك مساعدتی میكنیم. ایشان فرمودند: شما منتظرید كه ایشان در روضه شما شركت كنند و مساعدت كنید؟ چرا شما خودتان بلند نمیشوید و به منزل این سید اولاد پیغمبر بروید؟ چرا انتظار دارید كه او به منزل شما بیاید؟ چرا خودتان نمیروید؟ بعد این چون خجل شد و شرمنده شد و چیزی نگفت.
صبح شد، مرحوم آقا گفتند كه من دیشب یك خواب عجیبیدیدم. خواب دیدم مرحوم آسید حسین فاطمی مرحوم آسید حسین فاطمی در قم شاگرد مرحوم حاج میرزا جواد ملكی تبریزی بودند و بسیار مرد خوبی بود، مرد نازنینی بود، حالاتی داشت، منبر خیلی گیرایی داشت، صحبتهای دلنشینی داشت، اهل تقوا بود و بنده كه ایشان را ندیدم ولیكن خیلی از فضلای قم حتی دوستان ما، پای صحبت ایشان و تربیت ایشان میرفتند و استفاده میكردند. خیلیها ایشان را دیدند و فرد معروفی بوده. ایشان كتابی دارد راجع به اخلاق و مسائل اخلاقی ایشان گفتند من دیشب مرحوم آسید حسین فاطمی را در خواب دیدم كه كتاب خودشان را به من داد. من این كتاب را باز كردم، راجع به احترام به سادات و احترام به آنها و رعایت عزت نفس آنها البته بهطوركلی و مخصوصاً سادات، این فقط اختصاص به سادات نداشت كه انسان چطور باید در ارتباطات خود و در مسایل، این مسائل مهم و دقیق را باید رعایت كند. این كتاب را ایشان به من داد، من این وسط كتاب را باز كردم و این صفحه آمد و راجع به این قضیه خیلی تعجب كردم.
بعد رو كردند به حاج آقا اللَهیاری گفتند شما یك چنین كتابی دارید؟ گفت اتفاقا دارم. گفتند خب برو بیاور ایشان رفت كتاب را آورد و ایشان همان صفحه را باز كرد و دیدند همان قضیه است كه در خواب راجع به كیفیت انفاق و كیفیت صدقات و مخصوصاً احترام به سادات و اینكه انسان چطور باید رعایت عزت نفس و حرمت همه به خصوص آنها را داشته باشد و خدای ناكرده عدم توجه به این موضوع، موجب حبط اعمال او خواهد شد، خیلی عجیب. یعنی اعمال او را از بین خواهد برد.

