
خسران زدهترین فرد در طریق سیروسلوک
خسران زدهترین فرد در طریق سیروسلوک
16این یك مسئله عادی نبود كه خوابی كه دیده شده و بعد هم دیدند كه یك چنین كتابی را دارند. در حالتی كه خود مرحوم آقا یك چنین كتابی در كتابخانه خود ایشان نبوده. رو كردند به مرحوم اللَهیاری و گفتند ببینید چقدر مسئله حساس و دقیق است. شما نظرتان را نسبت به افراد و خصوصیت افراد بنگرید و ببینید خدا چه نظری دارد. خدا به موقعیت محقر او نگاه نمیكند، شما نگاه میكنید من دارم میگویم این را و این بیان ایشان نبوده، این مال من است خدا نگاه به جثه نحیف و لاغر او نمیكند. خدا نگاه به عدم مكنت او و عدم وسعت او نمیكند. خدا نگاه به موقعیت ظاهری او نمیكند. خدا نگاه به روح او، نفس او، ارتباط او با رسول خدا، عزت نفس او، ایمان او، مناعت طبع او میكند. ببینید، این معیارها چطور تفاوت میكند در عالم معنا و در عالم ظاهر. ما نگاه میكنیم به یك شخص، میگوییم اینكه محلی از اعراب ندارد، اینكه وجههای ندارد، اینكه امكانی ندارد، اینكه موقعیت اجتماعی ندارد، اینكه چیزی ندارد. او نگاه میكند كه این چه حقیقتی دارد، چه واقعیتی دارد و در چه وضعیتی است.
این معنا، معنای بطلان است. بطلان یعنی انسان در یك وضعیتی قرار بگیرد كه در آن وضعیت و موقعیت، كار او و عمل او در خارج مابازاء نداشته باشد. وقتی این مسئله روشن شد، این نكته باید مورد دقت قرار بگیرد كه در چه مواردی ما میتوانیم این مسئله را جستجو كنیم؟ در چه اعمالی ما میتوانیم این مطلب را بیابیم؟ بطلان در چه قضایایی میتواند قرار بگیرد؟ در چه كارهایی بطلان میتواند مصداق پیدا كند؟
این آیه شریفه كه میفرماید: وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ چیست؟ دو جور برای این مسئله تصور میشود: به قسم اولش میپردازیم و احتمالًا قسم دوم شاید برای امروز وقت دیگر اجازه ندهد. قسم اول این است كه شخص عمل ظاهری او، عمل خیر است. ولكن نفس خود آن عمل برای مخالفت و معاندت با رضای الهی صرف میشود. ظاهر عمل ظاهر خوب است و خودش هم میداند كه این عمل برای رضای الهی نیست. ولی چارهای ندارد كه این عمل را انجام بدهد.
