اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بیان معناى حق و باطل و مراتب آن

14525
عنوان بصری

بیان معناى حق و باطل و مراتب آن

14
  • سایر مسائل باید به عنوان ظرف و تعینات این اصلِ ثابت و مبنای لایتغیر مورد توجه قرار بگیرد؛ یعنی آنچه كه در اسلام برای یك مسلمان مهم است و رسول خدا صلی اللَه علیه و آله هنگامی كه به رسالت مبعوث شد این مسئله را مورد توجه قرار داد، حركت مسلمین در مسیر تكاملی آنها به این مبدا و اصل اساسی است كه عبارت است از توحید. فقط خدا قُولُوا لا إله إلّا اللَه بس. فقط خدا را در نظر داشته باشید. اگر این‌چنین شد تُفلحُوا؛ فلاح و رستگاری مترتب بر مسئله توحید است و بس. نه فلاح و رستگاری مترتب بر من رسول اللَه است به عنوان یك شخصیت و به عنوان یك فرد و یك تشخص، و نه فلاح و رستگاری به سایر ظروف و افراد و شخصیت‌های مختلف است. فقط مسئله به اللَه بر می‌گردد و بس قُولُوا لا إله إلّا اللَه تُفلحُوا.

  • انسان در این دنیا علم پیدا می‌كند، قدرت پیدا می‌كند. این علم و قدرت و كمال و جاذبه‌ها، تا هنگامی ارزشمند است كه در مسیر حركت به توحید، مورد استفاده قرار بگیرد. قدرت تا وقتی ارزشمند است كه جنبه وسیله و آلیت داشته باشد نه جنبه استقلالیت. علم تا وقتی ارزش دارد كه این علم، انسان را و دیگران را به توحید سوق بدهد نه به خود و شخصیت خود. به عبارت دیگر، اگر ما آمدیم و این اصل ثابت تاریخی را با ظرف او عوض كردیم و جای اینها را برگرداندیم مشمول این آیه‌ قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا شدیم؛ یعنی علم ما كه باید در راستای توحید قرار بگیرد، این علم بیاید و ما را در خودش محصور كند و این جنبه توحید بودن از او سلب بشود، و او به عنوان یك اصل ثابت واقع بشود.

  • من باب مثال، ما این لیوان آب را برای چه می‌خواهیم؟ این لیوان را برای این می‌خواهیم كه رفع عطش كنیم. مقصود از این لیوان و این ظرف برای این هست كه در آنجا آب باشد برای اینكه انسان رفع عطش بكند. حالا اگر قرار باشد بر اینكه من بیایم این اصل را كه عبارت است از رفع عطش، با آن حادثه و مقطع گذرای تاریخ كه عبارت است از این لیوان عوض كنم و لیوان را به عنوان اصل ثابت بپذیرم، ممكن است در یك جا لیوان نباشد، پس بنابراین من باید از تشنگی بمیرم. درحالی‌كه اگر مقصود از این لیوان رفع عطش است، انسان رفع عطش گاهی در كاسه می‌كند، گاهی در لیوان می‌كند، گاهی اوقات از همین شیر آب می‌كند، گاهی اوقات با مشتش می‌كند. تمام این مقاطع به عنوان ظرف برای رسیدن به آن هدف باید مورد توجه قرار بگیرد نه اینكه خود این ظرف با مظروف به عنوان یك حقیقت واحد بخواهد بیاید. دیگر در آنجا آن اصل، اصالت خودش را از دست می‌دهد و واقعیت خودش را از دست می‌دهد و انسان در قالب این مظروف گرفتار می‌شود.