اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بیان معناى حق و باطل و مراتب آن

14525
عنوان بصری
نسخه عربی

بیان معناى حق و باطل و مراتب آن

15
  • آن شخصی كه علم می‌خواند برای چه علم یاد می‌گیرد؟ برای چه زحمت می‌كشد؟ برای چه به دنبال تحصیل می‌رود؟ برای اینكه به آن احكام الهی و حقایق ربانی و اعتقادات الهی دسترسی پیدا كند و خود را و مردم را به سمت توحید حركت بدهد. حالا اگر این علم در وجود او قرار گرفت و گفت باید بیایید به سمت من! این شد مظروف، این شد همان از دست دادن جنبه آلیت و جایگزینی جنبه استقلالیت. درحالی‌كه ما گفتیم اصل ثابت برای حركت انسان عبارت است از توحید و بقیه همه ظرف هستند و همه قیود هستند. آن اصل ثابت به فراموشی سپرده می‌شود و نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ‌ می‌آید و او را در حیطه این ظرفیت و این علم چنان محبوس می‌كند كه تمام وقایع خارجی را برای تثبیت موقعیت علمی خود به كار می‌گیرد. و برای تثبیت شخصیت خود این را انجام می‌دهد، درحالی‌كه این علم می‌بایست علم به سمت توحید باشد. علم به سمت خدا باید باشد.

  • در همان زمانی كه مرحوم آقا در كتابشان، مهر تابان، راجع به قضیه علامه طباطبایی با مرحوم آقای بروجردی رضوان اللَه علیه این داستان را نقل كردند كه: مرحوم آقای بروجردی فرستادند پیش علامه طباطبایی كه درس فلسفه را تعطیل كنند، ایشان در جواب فرمودند كه الان شبهاتی وجود دارد با آنچه كه در زمان سابق داشته فرق دارد و با فقه و اصول انسان نمی‌تواند پاسخ این شبهات را بدهد. طلبه نیاز به فلسفه دارد تا از نقطه نظر علمی بتواند این شبهات را پاسخ دهد. احكام فقهی و احكام فردی كه متكفل رد شبهات اعتقادی نیست. شك بین دو و سه در نماز كه شبهات الحادی و كمونیستی را نمی‌آید راجع به مبدا و معاد و اصل روحانی و تجرد بخواهد جواب بدهد. این یك عمل عبادی است و احكام و تكالیف عبادی است. خب ایشان این مطالب را آنجا فرمودند و همین‌طور راجع به كتاب مرحوم علامه مجلسی، آنجا مطالب بسیار سنگین و ارزشمندی است. یادم هست در همان موقع، وقتی‌كه این كتاب منتشر شد، افرادی به خاطر این قضیه با این كتاب به مخالفت برخاستند كه چرا ایشان در این كتابشان به شخصیت مرحوم آیت اللَه بروجردی یك چنین مطلبی را اظهار كردند. یكی از همین افراد معروف كه الان هم ایشان هست، آمده بود به یكی از دوستان ما گفته بود كه ایشان با این مطلبی را كه گفتند، دیگر پس از مرحوم آقای بروجردی ما كسی را نداریم، ایشان او را هم زیر سؤال بردند، پس دیگر كسی باقی نمانده. این همین مسئله است.