بیان معناى حق و باطل و مراتب آن
18آن اصل ثابت تاریخ تشیع ما امام معصوم است و بس. آن اصل است. و ما آمدیم حوادث و مقاطع موقت تاریخ را به جای اصل ثابت قرار دادیم. و ایشان فرمودند چون تو فرزند من هستی، وقتیكه بخواهی این را برای رفقا بیان كنی، از نظر انتساب به من، آنها هم میآیند همین كار را انجام میدهند، لذا نباید به كسی بگویی. این میشود مكتب توحید. مكتبی كه فقط امام علیهالسّلام را هدف قرار داده. مكتبی كه فقط معصوم را غایت قرار داده. مكتبی كه فقط ولایت را شاخص قرار داده و تمام طرق و راهها و مبانی و اعمال و كردار و رفتار را بر اساس رسیدن و توجه به امام معصوم تدوین میكند و ترتیب میدهد تا به اینكه به آنجا برسد.
اما اگر ما آمدیم نه، این كار را نكردیم. آمدیم گفتیم كه حق را به خاطر فلان مرجع فرض كنید كه آقای بروجردی نباید بگوییم. نه، آقای بروجردی یك مقطع تاریخی است، یك حادثه تاریخی است. یك روز میآید و یك روز میرود. اگر ما آمدیم به خاطر فرض كنید كه شیخ طوسی، چون حالا فلان مقام را دارد و فلان موقعیت را دارد، یك فتوای خلاف داده، ما نیاییم نقل بكنیم. آمدیم امام صادق علیهالسّلام اصل تاریخ را فدای یك حادثه و پدیده گذرا كردیم. امام صادق علیهالسّلام برای ما اصل است. امام صادق علیهالسّلام برای ما همه چیز است. امام صادق علیهالسّلام لایتغیر است. و خطر اینجاست!
آنچه كه مرحوم آقا دغدغه فكری داشتند این بود كه آن اصل كه عبارت است از توحید و امامت و ولایت بیاید از بین برود و فراموش بشود و ظرفهای گذرا و مقاطع و حوادث گذرا به عنوان نقطه اصیل و جاودانه به جای آن اصل بنشیند. این در مكتب تشیع نیست. در مكتب تشیع فقط توجه به توحید است و همه چیز در همان راستا باید شكل پیدا بكند. شیخ طوسی میخواهد باشد، باشد آقای بروجردی میخواهد باشد، باشد، علامه حلی میخواهد باشد، باشد، هر كس دیگری میخواهد باشد، تمام اینها گذرا هستند، همه اینها گذرا هستند.

