بیان معناى حق و باطل و مراتب آن
12آنجا دارد میگوید يا لَيْتَ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ؛ ای شیطانی كه تو آمدی و با من پیمان اخوت بستی، صیغه برادری خواندی، ای كاش بین من و بین تو مثل شرق و غرب فاصله میافتاد و من روی تو را نمیدیدم. بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ؛ عجب قرینی بودی! عجیب همزادی بودی! عجب رفیقی بودی! دیگر فایده ندارد. وَ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْيَوْمَ؛ حالا؟ حالا میگویی فَبِئْسَ الْقَرِينُ!؟ حالا میگویی بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ؟ دیگر فایده ندارد. إِذْ ظَلَمْتُمْ خودتان ظلم كردید. خودتان به خودتان ظلم كردید. أَنَّكُمْ فِي الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ؛ همهتان را با هم میریزیم در جهنم، بروید همانجا. این میشود چه؟ وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً.
چندی پیش بود من به یكی از رفقا میگفتم اگر ما تا قیامت سجده كنیم سجده شكر جداً این را خدمتتان عرض میكنم هیچ مبالغه نمیكنم، حالا حاضریم فردا ثابت كنیم فردایی كه هست اگر تا روز قیامت سجده كنیم و این آرامش و طمأنینه و سكونت و احساس راحتی كه از تربیت بزرگان دین و اولیای الهی نصیبمان گشته، و حقیقت مسئله را برای ما روشن كردند، به خاطر این بخواهیم سجده شكر كنیم حق مطلب را ادا نكردیم. كه چطور بین حق و باطل برای ما ملاك قرار دادند، میزان قرار دادند، مجاز را از حق برای ما شناساندند. تمییز بین باطل و حق را برای ما بیان كردند، بین اعتباریات و واقعیات را برای ما روشن كردند. روشن كردند. تا اینكه خداوند توفیق بدهد و انسان بتواند به اینها عمل كند. این مسئله است.
باید از خداوند بخواهیم كه خداوند توفیق عمل به این مطالب را به ما بدهد. مطالب تمام است؛ مرحوم آقا در كتابهایشان آنچه كه حق این مسئله است بیشتر از مقدار لازم بیان كردند، در این مسئله تمام است. در صبحتهایشان، صحبتهایشان را شما گوش كنید، كتابهایشان كه در دسترس است نگاه كنید. آیا مشكلی هست كه در این كتابها نباشد و انسان به آن مبتلا باشد؟ مسئله را بیان كردند. حقیقت را در هر كتابشان با بیانات مختلف، با تعابیر مختلف، اگر كسی نخواهد خود را به آن راه بزند با این شرط، نخواهد مطلب را به اشتباه بفهمد، نخواهد نسبت به مسئله با دیدگاه از پیش تعیین شده بنگرد، اگر كسی نخواهد، آنچه كه برای صلاح اوست، چطور اینكه ایشان بارها این مطلب را در طول حیاتشان فرمودند: ما آن را در كتابهایمان برای راه رفقا و هر كسی كه بخواهد به سمت خدا برود، بیان كردیم. این مطلب، مطلب ایشان است. و در این مسئله هیچ شكی نیست. مگر اینكه ما بخواهیم مسئله را جور دیگری بررسی كنیم. بله، افرادی بودند وقتیكه به كتابهای ایشان نگاه میكردند، از اول با عینك دیگری به این مطالب نظر میانداختند و همان نتیجهای كه آخر میبایستی گرفته بشود، همان نتیجه را قبل از باز كردن كتاب میگرفتند.

