بیان معناى حق و باطل و مراتب آن
13میگویند در زمان شاه وقتیكه میخواستند یك كسی را محاكمه كنند اینطور میگویند، حالا واللَه اعلم از اول این پرونده مشخص بود، حالا با آن كسانی كه نظر داشتند، كه این بالاخره سیر پرونده به كجا میرسد. لذا آن قاضی و اینها همه از اول میدانستند مسئله چیست و یك جلسهای هم تشكیل میدادند و این مسائل. آن نتیجه از اول مشخص بوده. حالا در خیلی جاها اینطور هست! بودند در همان زمان افرادی كه كتاب مرحوم آقا را مطالعه میكردند و آن نتیجه آخر را از اول بیان میكردند. یعنی كتاب را كه باز میكردند، به این نیت باز میكردند كه روی كجایش دست بگذارند، با این نیت. كتاب را وقتیكه باز میكردند با این نیت باز میكردند كه بتوانند بر علیه ایشان بهانه به دست بیاورند. این مسئله است.
بنده خودم در جریان این مسائل در همان زمان ایشان بودم. كتابی ایشان نوشتند دیگر نیازی به ذكر نیست و رفقا میدانند، تذكر آن مسائل بیشتر موجب ملالت است بعضیها هم بودند نه بعضیها، خیلیها، بدون پیشداوری و پیش فرضی و دیدگاه از پیش تعیین شده، كتاب را باز میكردند و میخواندند و میدیدند عجب، چه مطالبی در آن هست! چه حقایقی در آن هست كه تا به حال نشنیده بودیم! چه مسائلی در آن هست كه تا به حال ندیده بودیم! این مطلب هم بوده.
این نكته كه چطور میشود انسان عملی انجام بدهد كه آن عمل او را به این ورطه بیندازد، این مسئله باید برای ما موجب توجه باشد. ما باید صحبت خود را در اینجا قرار بدهیم كه چگونه میشود علم ما، قدرت ما، جاذبههای ما، كمالات ما، خصوصیات ما به جای اینكه موجب رشد و موجب كمال بشود، دقیقاً موجب انحطاط و موجب عقبگرد و موجب هلاكت و مقارنت با شیطان قرار بگیرد؟ چطور میشود اینطور باشد؟
نكتهای كه در جلسات قبل خدمت رفقا عرض كردم، آن نكته این بود كه خدای متعال فقط خود را و راه خود را به عنوان حق و واقع بیان میكند و آنچه غیر از ذات او و غیر از راه وصول به ذات اوست، آن را باطل و ضلالت معرفی میكند. ذلِكَ بِأَنَّ اللَه هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ ... الحج، ٦٢ این آیه بسیار آیهمهمی است. خدا حق است و راه خدا حق است و غیر از این همه باطل است. پس بنابراین آنچه كه ما در مكتب اسلام و مكتب تشیع باید مورد توجه قرار بدهیم این است كه یك نفر مسلمان و یك نفر شیعه، نسبت به یك واقعیت باید همیشه ثابت و استوار باقی بماند و آن توجه به مسئله توحید و مبانی توحید و راه توحید است و بس. این مسئله به عنوان واقعیتِ ثابتِ حركتِ تاریخ است در زندگی انسان به عنوان اصل ثابت تاریخ باید مورد نظر و مد نظر قرار بگیرد.

