بیان معناى حق و باطل و مراتب آن
20بعد از ارتحال ایشان به من گفتند كه یك متنی را شما بنویسید برای اینكه سنگ قبری تهیه كنیم برای ایشان. من متوجه شده بودم كه این قضیه انجام نمیشود، ولی درعینحال وقتی دیدم اصرار است یك متنی را نوشتم. البته متن عربی بود و وقتیكه رفتند نشان دادند، پذیرفته نشد. گفتند آقا متن را یك خورده رقیقتر و با عبارات نازلتری بنویسید. باز ما آن را هم به یك متن عربی، منتها با یك عباراتی نوشتیم باز مورد پذیرش واقع نشد. گفتند كه آقا یك متن فارسی بنویس. یك متنی بنویس كه همه مینویسند. ما هم متن فارسی نوشتیم ولی وقتیكه شخص متصدی میخواست برود، گفتم آقاجان من، پدر من حاضر نخواهد شد بالای قبرش سنگ بگذارند، حالا تو برو! وقتیكه رفت، این متن وقتیكه مورد پذیرش واقع نشد آن شخص گفته بود كه آقا نمیخواهند سنگ بگذارند، دیگر راحت، دیگر نیازی هم به متن بعدی ندارد. چرا ایشان نمیخواست سنگ بگذارد؟ برای چه؟ و سنگ هم گذاشته نخواهد شد رفقا، این را بدانید! چرا؟ چون پدر ما یك حق را بیشتر نمیدید و آن امام رضا علیهالسّلام بود و بس. و این روحش اجازه نخواهد داد كه در كنار امام رضا علیهالسّلام برای او سنگی قرار بدهند، نوشتهای قرار بدهند. نمیشود قضیه، جور در نمیآید. اولیای الهی این بودند. پس ما باید متوجه باشیم.
دیگر وقت گذشته و صحبت هم برای من یك قدری مشكل شد و رفقا هم خسته شدند. حالا دیگر انشاءاللَه اگر توفیق پیدا كنیم برای جلسه بعد در تتمه مسائل. اولیای الهی در روش تربیتی خود این دو نكته را همیشه برای ما مورد توجه قرار میدهند: اصل ثابت و فرع گذرا. چه را ما ثابت همیشه قرار بدهیم و چه را گذرا؟ مظروف ثابت و ظرف گذرا. حقایق ثابت و پدیدههای گذرا. واقعیت ثابت و شخصیتهای گذرا. و در یك عبارت توحید و ولایت و بقیه هیچ.

