بیان معناى حق و باطل و مراتب آن
16ما باید به این مسئله توجه كنیم كه آیا آن اصل ثابت در زندگی ما مرحوم آقای بروجردی است یا آن اصل عبارت از توحید و حق است؟ اگر مسئله خلاف است جواب بدهید. اما با مطرح كردن این مطلب كه این قضیه به شخصیت ایشان بر میخورد و موجب تنزل میشود پس نباید باشد، این همان جلوه كردن و تجلی نمودن ارزشهای اعتباری در قبال ارزش واقعی و ارزش اصیل است. ارزش واقعی چیست؟ ارزش واقعی این است كه باید حق را بگویی. مردم را به توحید دعوت كنی. خلاف است بگو خلاف است. فلانجا خلاف است و اشتباه است به این دلیل. اما صحبت در این است كه وظیفه یك عالم در بیان مسئله چیست؟ آیا دعوت به توحید و دعوت به حق است یا دعوت به شخصیت افراد است؟ اینجا كه آن اصل واقعی تاریخ میآید جای خود را با ظرف مقطعی عوض میكند. ظرف میشود اصل و آن واقعیت به دست فراموشی سپرده میشود.
مرحوم آقای بروجردی كم آدمی نبودها. بسیار مرد بزرگی بود. ولی بالاخره یك اشتباهی هم كرده. ما مانند آقای بروجردی نداریم. بسیار افراد كم هستند مانند ایشان، بسیار مرد بزرگی بود، از هوا گذشته بود. حكایاتی كه راجع به ایشان نقل میكنند همه حكایاتی است كه ایشان در تصمیمگیریهای خودش هوای نفس را اعمال نمیكرد.
من درس مكاسب یكی از بزرگان میرفتم، خدا رحمتشان كند، ایشان میگفت در آن هیئتی كه در همان منزل آقای بروجردی و اینها یا در منزلشان یا در خارج راجع به این مسئله كتاب جامع الرواة و جامع الاحادیثی كه مرحوم آقای بروجردی این كتاب را به اهتمام ایشان این كتاب را شروع كردند و واقعاً هم كتاب بسیار نفیسی است. آن هیئتی كه مشغول و دستاندركار این بودند. یك روز مرحوم آقای بروجردی وارد آن محوطه میشود، یكی از همینها به خاطر خود شیرینی، یك كتابی سر راه آقای بروجردی بوده، با پایش میزند و این كتاب احادیث ائمه علیهم السّلام، آیات قرآن را میزند كنار. ایشان به اندازهای ناراحت میشوند و پرخاش میكنند و بعداً اصلًا او را طردش میكنند. میگویند تو به خاطر من آمدی این كار را انجام دادی.

