بیان معناى حق و باطل و مراتب آن
9پس اول شیطان نیامدها، اینهایی كه میگویند شیطان ما را گول زد این كار را كنیم! بیخود كردند، شیطان گول نزده، بیچاره شیطان همچین كاری نكرده، چه كسی را گول زده؟ خودتان رفتید گول زدید. چه كسی آمده گفته شیطان ما را گول زد؟ آقا ببخشید ما تقصیر نداریم، دیگر شیطان گول زد و یك غلطی كردیم. كجا شیطان گول زده؟ این حرفها چیست؟ ضعف خودمان را میخواهیم به پای شیطان قرار بدهیم، شیطان این وسط كارهای نیست. شیطان وقتی دید این جناب به واسطه غفلت از ذكر پروردگار، مستعد برای نفوذ شد، میگوید حالا من وارد میشوم. حالا من میآیم به او خط میدهم، حالا من میآیم فكرش را در همان مسیری كه بهتر بتواند به مقصد برساندش، راهنمایی میكنم. فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ دیگر قرین خواهد شد و بیكار هم كه نمینشیند. میگویند رفیق به آن رفیقی میگویند كه همیشه مصالح انسان را به او بگوید، گوشزد كند، و مطالبی كه به صلاح است، بگوید. وقتیكه این جناب شیطان آمد و قرین شد تمام آنچه كه به نفع انسان است همه را میآید به انسان یكی یكی میگوید. از این راه برو، از آن راه نرو، یك فحش به او بده، یك دروغ به این بگو، یك كلك سوار این بكن، یك وعده قلابی به او بده، او را در آنجا اینطور كن، پرونده او را مطرح نكن، آن پرونده را بیا چه كن، بین او و او را خراب كن، تمام اینها را میآید میگوید، چرا؟ میگوید من میخواهم حق رفاقت را دیگر با تو تمام بكنم. میگوید این دروغ و اینها كه نیست، این دروغی كه میگویی دروغ مصلحت آمیز است، اشكالی ندارد، تو یك هدف مقدسی دارد، تو میخواهی فلان كار را انجام بدهی.
آمدند نزد امیرالمؤمنین علیهالسّلام گفتند فعلًا معاویه را بر سر كار بگذار تا وقتیكه پایههای حكومتت استقرار پیدا كرد، آن موقع معاویه را برداری. حضرت فرمودند یك لحظه نمیتوانم ببینم یك شخص مخالف بر سر كار است. امیرالمؤمنین علیهالسّلام كلكها را بلد نبود؟ در یك عبارتی میفرماید: واللَه ما معاویة بأدهی منی، معاویه از من زرنگتر نیست، ولكن یغدر1 كلك میزند، من اهل كلك نیستم. آن زرنگتر از من نیست. او اهل كلك است، او به هر وسیلهای میخواهد بیاید حكومت پیدا كند. برای او دروغ و راست فرقی نمیكند. برای او حق و باطل یكی است. آنچه كه او را میرساند مهم است. حق باشد فبها، حق نباشد باطل باشد آن هم فبها، فرقی نمیكند برای او.
- نهج البلاغه (عبده)، ج ٢، ص ١٨٠، خطبة ١٩٥: و اللهِ ما معاويةُ بأذهى منِّى و لكنّه يغدِرُ و يفجُر.

