معنای حق و باطل و مراتب آنها
8در یك طرف قضیه مثل مرحوم آخوند خراسانی فتوا بر وجوب مشروطیت میدهد. در یك طرف قضیه مثل مرحوم سید یزدی فتوا بر حرمت مشروطیت میدهد. هر دو هم عالم و هر دو هم از بزرگان و هر دو هم در نجف. این هم منزلش دو تا كوچه بالاتر است و این هم منزلش اینجاست. كدام حق است؟ مگر میشود كه ما در یك جریان دو حق داشته باشیم؟ برای چه؟ شاید خود مرحوم آخوند هم اینطور تصور نمیكرد. خدا رحمت كند ایشان را، ایشان فرد معاندی نبود، فرد مغرضی نبود.
ولی صحبت در این است كه جریانات و حوادث و مسائلی كه خارج از محیط انسان بر محیط فكری انسان تحمیل میشود، بر محیط ادراك و مشاعر انسان اجبار میشود، تزریق میشود. كمكم اگر شخص دارای نور تشخیص و قوه تمییز و همانی كه فرمود: العِلمُ نُورٌ یقذِفُهُ اللَه فِی قَلبِ مَن یشَاء؛1 نباشد به همین بلیه مبتلا میشود كه شدیم، به همین بلیه! درس خواندی، زحمت كشیدی، روایات را دیدی، تاریخ را دیدی، ولی صحبت در این است كه آن چیزی كه تمام این معلومات باید بر محور او قرار بگیرد تا بتواند مفید واقع بشود؛ مطالعات تاریخی، مطالعات فقهی، مطالعات فلسفی، مطالعات عرفانی، بالاتر از این درسهای دینی، روایات امام صادق علیهالسّلام، شوخی نیست آقا! این مطالب در جایی مفید است كه باید بر محور آن نور قرار بگیرد، اگر آن نور نباشد اینها نه تنها مفید نیست بلكه مضر خواهد بود. یعنی همین علوم حقه و علوم الهی و همین تجربیات باید بر محوریت عدل قرار بگیرد. باید بر محوریت حق قرار بگیرد، بر محوریت آن نور باید قرار بگیرد، بر محوریت آن اتصال باید قرار بگیرد.
شریح قاضی مگر آدم بیسوادی بود؟ آدم بیسواد نبود. از زمان عمر تا زمان امیرالمؤمنین علیهالسّلام و امیرالمؤمنین كه میخواستند عزلشان كنند. فریاد در آمد از همه مردم بر خلاف سنت عمر عمل میكنید.
- مصباح الشريعة، ص ١٦

