معنای حق و باطل و مراتب آنها
9حضرت فرمودند: خب باشه. بعد همین میآید جلو، میآید جلو، به امام حسین علیهالسّلام كه میرسد، همین شریح قاضی فتوا بر قتل امام حسین علیهالسّلام میدهد. به راحتی، خیلی راحت، دو دو تا چهار تا، خلیفه الان امیرالمؤمنین یزید است، خروج بر خلیفه امیرالمؤمنین فساد در ارض است، دفع فساد واجب است و چون حسین بن علی آمده بر علیه امیرالمؤمنین خروج كرده است، باید او را به هر نحو ممكن دفع كرد.
این صغری، این هم كبری، این هم نتیجهاش. نتیجه چه میشود؟ نتیجه اینكه پسر پیغمبر را به شهادت میرسانند. خیلی راحت، چرا؟ چون این علوم بر این محور نور قرار نگرفته. این است قضیه. استدلال، استدلال الهی است. استدلال، استدلال خدایی است. ولی این استدلال بر محوریت عدم ارتباط واقع میشود. بر محوریت قطع ارتباط با پروردگار قرار میگیرد. بر محوریت عدم تهذیب واقع میشود. آن تهذیب كه آن نور است. خدا رحمت كند مرحوم حاج هادی ابهری، همین فردی كه مرحوم آقا در كتابها نوشتند. قبرش هم در علی بن جعفر كنار قبر مرحوم آقای انصاری در همانجاست. ایشان یك فردی بود سواد نداشت، اینقدر این بیسواد بود كه امضاء نمیتوانست بكند. از این مهرهایی كه ختم میكنند گذاشته بود در جیبش، هرجا كه میخواست یك نامهای كسی مینوشت، برایش میخواند، این را در میآورد و میزد به عنوان امضایش. ولی خصوصیتی كه ایشان داشت این است كه آن نور را داشت. میآمدند برایش فتاوای علما و مجتهدین را نقل میكردند، میگفت این فتوا درست است و این باطل! تعجب نكنید، تعجب ندارد.
مگر شما در همین كتب نخواندهاید؟ آن افرادی كه مورد توجّه و عنایت قرار گرفتند، مگر ندیدید؟ جریان كربلایی كاظم را مگر همه اطلاع ندارند كه به واسطه خلوص و صدق عملی كه داشت خداوند به او عنایت كرد و قرآن را در قلب او قرار داد. رفقای ما خودشان اینها را دیدند. بعضی از معمرین رفقای ما برای بنده نقل میكردند، میگفتند بنده خودم در مجالسی كه ایشان بودند شركت كردم. در دو مجلس آنها میگفتند كه ما شركت كردیم. مرحوم پدرم میگفتندكه من او را ندیدهام ولی از دوستان و رفقایشان شرح حال ایشان را شنیده بودند. در خود قم آمد و آقای بروجردی او را امتحان كردند. علمای قم امتحان كردند. در طهران در مسجد هدایت، مسجد مرحوم طالقانی رفتند و آنها امتحان كردند. در منزل مرحوم پدربزرگ ما حاج آقا معین شیرازی در آنجا آمد و امتحان كردند. خیلی از افراد، همه دیدند. این از مسلمات است دیگر. یك فردی كه امضا نمیتوانست بكند مثل همین مرحوم حاج هادی بود این به جایی میرسد با عنایت الهی كه قرآن را میخواند، از حفظ میخواند، دست روی آنها میگذارد. در یك نوشته اگر یك خط آن قرآن باشد، میگوید از اینجا تا آنجا قرآن است و بقیه همه نوشته است. از كجا میرسد؟ آن وقت علما میآمدند و او را امتحان میكردند. میگفتند بگو در این صفحه چند تا الف است؟ در این صفحه چند تا ب هست؟

