اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معنای حق و باطل و مراتب آنها

14782
عنوان بصری
نسخه عربی

معنای حق و باطل و مراتب آنها

11
  • علم یاد گرفتیم، معرفت نسبت به مسائل پیدا كردیم، ولی این معرفت و علم ما در چه جایگاهی قرار گرفته؟ درد اینجاست. اینكه امام علیه‌السّلام می‌فرماید: وَ لَا یدَعُ أَیامَهُ بَاطِلًا؛ ایامش را به بطالت نگذراند یعنی چه؟ یعنی آن تفكر خودش و آن كاری را كه انجام می‌دهد، مبادا به نحوی باشد كه تصور كند در جلسه گذشته عرض كردیم‌ وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً الكهف، ١٠٤ نباید تصور كند كه این عملی كه انجام می‌دهد در راستای رضای خداست، درحالی‌كه در راستای رضای شیطان است. این است مسئله.

  • مطلب اینجاست كه محیط و آن مسائلی كه انسان در آن محیط قرار گرفته است، وضعیتی برای انسان به وجود بیاورد كه انسان قدرت عبور و قدرت تجاوز از تخیلات خود و اعتبارات خود را دیگر نداشته باشد. نتواند عبور كند. همیشه انسان باید این مسئله را در خودش زنده نگه دارد كه این عملی كه الان انجام می‌دهد، این عمل حق است یا حق نیست؟ نباید چشمش را بگذارد ان‌شاءاللَه حق است. ان‌شاءاللَه حق است چیست؟ ان‌شاءاللَه درست است چیست؟ این بهتر است چیست؟ آن بهتر است چیست؟

  • در این سفری كه خداوند قسمت كرد، یكی دو هفته پیش بنده مشرف بودم، اتفاق نیفتاده بود با كسی صحبت كنم، بحث كنم، هم در مدینه هم در مكه صحبتی پیش بیاید. آن شب آخر ظاهراً شب شنبه بود همین شب شنبه گذشته من به اتفاق رفقا نشسته بودم و رفقا گفتند كه ما زودتر می‌رویم، كار داریم بعد منتظر شما هستیم. ما بیست دقیقه نیم ساعتی در مقابل مستجار نشستیم، بعد حركت كردم آمدم بیرون، از مقابل حجر اسماعیل كه گذشتم به زاویه سمت راست حجر كه رسیدم، یك مرتبه احساس كردم كه بنشینم كنار مسجدالحرام بنشینم، دیدم كه هیچ علتی پیدا نمی‌كنم، انگار باید بنشینم حالا. گفتیم حالا می‌نشینیم تا هر وقتی‌كه بیرونمان كردند، فعلًا می‌نشینیم.

  • چند دقیقه گذشته بود، یك مرتبه یك شخصی آمد در كنار ما نشست. گفت: شما شیعه هستید؟ گفتم: بله. گفت: مال كجایید؟ گفتم: مال ایران هستم سر و لباس ما نشان نمی‌داد از همین لباس‌های عربی داشتم و معمم نبودم گفت: یك سؤالی از شما می‌خواهم بكنم. گفت: شما به چه دلیل به عصمت ائمه‌تان معتقد هستید درحالی‌كه عصمت اختصاص به انبیاء دارد؟ صحبت شروع شد. گفتم: به همان دلیلی كه ما برای انبیاء قائل به عصمت هستیم، به همان دلیل برای ائمه‌مان. گفتم: شما به چه دلیل راجع به انبیاء قائل به عصمت هستید؟ گفت: به خاطر آیه قرآن كه اینها معصومند؟ گفتم: بی‌جهت كه نمی‌شود. گفت: پس دلیل چیست؟ گفتم: دلیل قرآن هم همین است. البته آنها خیلی استدلال پوچی كردند كه چون در سوره فتح داریم: لِيَغْفِرَ لَكَ اللَه ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ يَهْدِيَكَ صِراطاً مُسْتَقِيماً الفتح، ٢ كه خدا در قرآن به پیغمبر وعده داده است كه از گناهان گذشته و گناهان آینده‌ات ما چشم‌پوشی می‌كنیم، پس بنابراین پیغمبر معصوم است.