معنای حق و باطل و مراتب آنها
13بعد به اینها رو كردم، گفتم شما حرفهای این آقا را قبول دارید؟ گفت: نظر شما چیست؟ گفتم: وقتیكه امیرالمؤمنین علی علیهالسّلام در نهج البلاغه میفرماید: انا عبد من عبید محمد؛1 من یكی از بندگان پیغمبر هستم و ما شیعه به این معتقد هستیم، این مزخرفاتی كه این میگوید دیگر چه معنایی دارد؟ گفتند: عجب یك چنین حرفی زده؟ گفتم: بله، بروید در نهج البلاغه نگاه كنید. نهج البلاغه را كه دیگر ما چاپ میكنیم، شما كه چاپ نكردید. شما كه علی را قبول ندارید.
صحبت شروع شد، دوباره آن شخص آمد، یكی دیگر آمد. گفت: باز هم نشستهاید رها نمیكنید این را. گفتند كه نه ما كاری نداریم. شما هم اگر مایل هستید اگر كاری نداری بیا بنشین و استفاده كن. دوباره گذاشت رفت و هی میآمد و میرفت. تقریباً حدود یك ساعت و نیم ما رفقا را در همان منزل، اینها همین طور معطل گذاشته بودیم، اینها میگفتند چه شده كه فلانی نیامده؟
یك فردی بود در آنجا از افرادی بود كه از الجزایر آمده بودند و از طلبههای آنجا بود و اطلاعاتش هم بالنسبه بد نبود، نسبت به قضایا و مسائل بالنسبه مطلع بود، او خیلی بیش از بقیه هی سؤال میكرد و هی مطالب را پیگیری میكرد و تشویق میكرد. وقتیكه صحبت تمام شد، رو كرد به من گفت من میخواهم از شما یك سؤال كنم. شما قرآنتان با قرآن ما فرق میكند؟ قرآن دیگری میخوانید؟
گفتم: بنده بلیط طیاره تو را میدهم، بلند شو بیا ایران، بیا قم بیا منزل ما، ببین در تمام اتاقهای ما همین قرآنی است كه در مسجدالحرام است. گفت: عجب! پس چه میگویند كه اینها یك قرآنی دارند به نام مصحف فاطمه، تحریف شده، مطالب عوض شده، یك قرآن دیگر است، ارتباطی به این چیزها ندارد؟! گفتم: شما بلند شو بیا ببین. گفت: پس این قضیه مصحف فاطمه چیست؟ گفتم: مصحف فاطمه جریانش این است. قرآنی كه پیغمبر دادند به امیرالمؤمنین علیهالسّلام و به حضرت زهرا سلام اللَه علیها سپرده شده و الان آن قرآن دست امام زمان علیهالسّلام است و حضرت وقتیكه ظهور كنند آن قرآن را میآورند و آن قرآن بر طبق نزول و آیاتی كه به ترتیب نازل شده، به آن ترتیب نوشته شده و قضایا و مسائلی كه تا روز قیامت هست، این در آن قرآن همه هست. چه فرد اهل سعادت است، چه فرد اهل شقاوت است، چه كارهایی انجام میشود، چه مسائلی انجام نمیشود. این قرآن، قرآن غیر عادی است.
- الكافى، ج ١، ص ٩٠؛ مرآة العقول، ج ١، ص ٣١٤. اين روايت در نسخه محقق از نهج البلاغه نيامده بود.

