معنای حق و باطل و مراتب آنها
14گفت: مگر این قرآنی كه الان بر ما هست بر غیر نزول است؟ گفتم: اولین سورهای كه برای پیغمبر نازلشده، چه بوده؟ گفت: سوره اقرا بوده. گفتم: این سوره الان در اول قرآن است یا آخر آن؟ گفتم: این قرآن هم همین طوری است. این قرآن الان اول و پس و پیش است. در زمان عثمان آمدند جمعآوری كردند و به این كیفیت در آوردند. درحالتیكه اولین سوره یك چیزی بوده، آخرین سوره یك چیزی بوده، آیات یك چیز دیگری بوده. اینطور نبوده كه طبق آنچه كه از پیغمبر برسد به همان كیفیت این قرآن آمده. در تمام مسائل هرچه گفتگو شد، اینها دیگر سرشان را میانداختند پایین و دیگر حرفی نداشتند. حتی من این مقدار به آنها گفتم این مطالبی را كه میگویم خودتان بروید از كتب خودتان اگر پیدا نكردید حق با شماست. این را هم قبول دارم، این هم آدرس من این هم خود من. حق با شماست و من میآیم نحله و مكتب شما را میپذیرم.
وقتیكه این مطالب تمام شد، اینجا آن مطلب مورد نظر من هست كه چه كنیم همیشه بر حق اعمال خودمان را منطبق كنیم. این مشكل ماست. و چه كنیم كه از باطل دور باشیم؟
گفت: علت اختلاف تشیع و تسنن در چیست؟ گفتم: احسنت، من این را میخواستم از زبان شما بشنوم. علت اختلاف تشیع و تسنن این است كه شیعه میگوید باید از عقل و فطرت و منطق پیروی كرد. تسنن میگوید عقل و منطق و وجدان و فطرت را باید كنار گذاشت. گفت: عجب! گفتم: بله آقا همین است. گفت: حالا چطور؟ گفتم: من الان به شما ثابت میكنم. گفتم برادرانه من الان با شما صحبت میكنم، برادرانه. گفتم خودمان را از این دو محیط بیرون بیاوریم این همانی است كه منظور بنده است گفتم من تشیع خودم را كنار میگذارم و شما هم تسنن خودتان را كنار بگذارید، قبول میكنید؟ گفتند: بله. من از الان گفتم دیگر شیعه نیستم، شما هم از الان دیگر سنی نیستید. میگذاریم كنار. بنده دیگر نه علی را میشناسم، نه عمر را میشناسم، نه ابابكر را میشناسم، نه امام صادق را، هیچكس را نمیشناسم. شما هم دیگر آن خلفایی كه انشاءاللَه خدا با همان خلفا محشورتان كند! آن خلفا را همه را كنار بگذارید. دو نفر غریبه میخواهیم مسلمان بشویم. گفتم دو تا مسیحی هستیم، با همان شرطهها و آنهایی كه بودند، ما میخواهیم مسلمان بشویم. الان در شب شنبه ساعت فلان میخواهیم مسلمان بشویم. درعینحال بر مطالبی كه طرفین نسبت به آن مطالب متفقند هم اطلاع داریم، با توجه به این قضیه.

