معنای حق و باطل و مراتب آنها
15گفتم: من از كتب شیعه نمیآیم بگویم. این مقدار هم به شما امتیاز میدهم، این مقدار هم به شما پوئن میدهم كه از كتب شیعه نیایم بگویم. آیا شما در كتبتان ندارید كه دهها بار عمر گفت: لولا علی لهلك عمر؟1 گفتند: بله. گفتم: آیا در كتب اهل تسنن نیست كه در مسائل متعددهای كه عمر میگفت: لا ابقانی اللَه بعدك یا ابالحسن؛2 ای ابالحسن خدا بعد از تو من را باقی نگذارد؟ گفتند: بله. گفتم: شما در كتبتان ندارید كه در قضاوتهای عدیدهای كه پیش میآمد، عمر دنبال امیرالمؤمنین علیهالسّلام میفرستاد، امیرالمؤمنین را از خانه میآوردند بیرون، در مسجد مدینه و امیرالمؤمنین برای آنها قضاوت میكرد؟ گفتند: بله گفتم: شما در كتبتانندارید كه عمر میخواست آن زن را سنگسار كند و امیرالمؤمنین جلوی او را گرفت و روشن كرد؟ گفتند: بله هی به او میگفتیم، گفتند: بله.
گفتم: یك مورد دارید كه امیرالمؤمنین گیر كرده باشد و عمر آمده باشد و این عقده را حل كرده باشد؟ گفتم: نداریم پیغمبر فرمودند: انا مدینة العلم و علی بابها، و من اراد المدینة فَلیأتها من بابها؛3 كسی كه داخل مدینه علم میشود باید از درش وارد شود؟ گفتند: بله در كتب ما هست. گفتم: نداریم پیغمبر فرمودند: علی اتقاكم علی اعلمكم، علی اورعكم همه گفتند بله. گفتم: بسیار خُب، سؤال من حالا اینجاست. ما دو تا مسیحی الان میخواهیم مسلمان بشویم. نه من شیعه و نه شما سنی. این عمر با این كارهایی كه انجام داده و این حرفهایش كه در كتب شماست. این هم علی با این كارهایی كه انجام داده و حرفهای او كه در كتب است. ما دو تا مسیحی دنبال علی باید برویم یا دنبال عمر؟ همه سرشان را انداختند پایین، گفتم پس چرا حرف نمیزنید؟ كدام؟ بگویید دیگر. گفتند: ما میرویم تحقیق میكنیم. گفتم: خودتان دارید میگویید. تحقیق میكنیم دیگر چیست؟ خودتان الان میگویید. گفتم: ببینید این است قضیه. قضیه این است كه محیط شما را در یك وضعیتی قرار داده كه نمیتوانید از باطلتان دست بردارید. مسئله این است.
- البرهان فى تفسير القرآن، ج ١، ص ٣٧٤.
- عيون الاخبار الرضا عليهالسّلام، ج ٢، ص ٨٦؛ كشف الغمة، ج ٢، ص ٣٠٩.
- ٣. تحف العقول، ص ٤٣٠.

