معنای حق و باطل و مراتب آنها
16شیعه این را نمیگوید. میگوید اگر تمام مردم آمدند در كنار یك قضیه قرار گرفتند و علی یا پیغمبر فرمود در اینجا باشید، عقل گفت حتی من این عبارت را هم گفتم اگر با همدیگر رفتیم در كتب شما پیدا كردیم كه عمر بر علی فضیلت دارد، من من شیعه ایرانی میآیم دنبال عمر و علی را كنار میگذارم. حتی این را هم به آنها گفتم. دیگر چه جور انسان حرف بزند؟ دیگر چه جور انسان بخواهد آن حق را واضح و آشكار بیان كند؟ به این مقدار.
فقط به همان قضیه حضرت زهرا سلام اللَه علیها اشاره كردیم كه پیغمبر فرمودند: فاطمة بضعة منی، من احبها فقد احبنی و من اذاها فقد اذانی؛1 این را گفتم آیا در كتابهای شما هست یا نه؟ گفتند: بله گفتم: این هم به دنبالش نیست كه این دو نفر آمدند و حضرت رو برگرداندند و گفتند: كه آیا شما دو تا از پیغمبر شنیدید واقعاً عجیب استها، واقعاً عجیب است، آدم اصلًا میماند كه این مردم چطور میخواهند با این مسائل برخورد كنند؟! شما شنیدید از پیغمبر كه فرمودند كسی كه فاطمه را اذیت كند مرا اذیت كرده و كسی كه مرا اذیت كند لعنت خدا بر او هست؟ گفتند: بله. (حضرت زهرا) فرمود: در اینجا خدایا شاهد باش كه این دو مرا اذیت كردند و مرا آزردند.
گفتم: بنابراین لعنت خدا نسبت به اینها نخواهد بود؟ صریحاً به آنها گفتم خیلی صریح. یا باید ما اینروایت را كنار بگذاریم كه خودتان نقل كردید، یا اگر این طور است دیگر حق شوخی بر نمیدارد. گفتم: فرق بین شیعه و سنی این است. شیعه میگوید در هر قدمی كه میخواهی برداری، باید ببینی آن حق است و بعد برداری. نگاه نكنی این چه كرده و آن چه كرده. به تو چه مربوط است این چه گفته و او چه گفته؟ به تو چه ربطی دارد؟ این، این حرف را زده و او این حرف را زده. این نظرش این است و او نظرش آن است. همه مردم آمدند به این طرف. همه مردم آمدند این را گفتند. این فرق بین تشیع و تسنن است.
- ١. الأمالى (للصدوق)، ص ١٠٤، انّ فاطمة بضعةٌ منى فمن آذاها فقد آذانى و مَن سَرَّها فقد سَرَّنى.

