آفت سلوکزدگی و آثار و تبعات آن
10این ارزشش را داشت، ارزشش را داشت، همان صورت ملكوتی است كه از بین نمیرود. این با انسان منتقل میشود. این با انسان میآید آن طرف. در روز قیامت یك مرتبه میآیند میگویند ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَه باقٍ؛ آنچه را كه به شما نسبت دارد، او از بین میرود. آنچه را كه به ما تعلق دارد او از بین میرود. و آنچه را كه به خدا تعلق دارد، یعنی جنبه ربطی اوست، او باقی میماند، در همه ابعاد. در زمینه بطلان، انسان خیلی باید دقت كند، فقط بطلان این نیست كه انسان كارش را به گناه بگذراند. آن یك مرتبه دیگری دارد و برای عوام است. ما نسبت به بطلان باید عمیقتر و دقیقتر فكر كنیم.
چگونه میشود كه عملی انجام بدهیم، بعد از مدتی متوجه شویم كه این عمل باطل بوده؟ نتیجهای عاید نشده. این عمل، كفه ترازو را سنگین نكرده است. آن كجاست؟ آن آنجایی است كه انسان نسبت به آن فعلی كه انجام میدهد و عملی كه انجام میدهد رعایت موازین را آنطور كه بایدوشاید نكرده باشد. متوجه میشود كه روزگارش به بطالت گذشته. درس خوانده، آن درس برای او مفید نبوده، چند سالش را بیهوده گذرانده. زحمت كشیده، آن زحمت برای او مفید نبوده، روزگارش را به بطالت گذرانده. كار كرده، خواسته دستگیری كند ولی در واقع دستگیری نبوده. خواسته كمك كند، در واقع كمك نبوده.
یك وقت رفقا تصور نكنند حالا چطوری ما به این برسیم و شاید متوجه نشویم و در بسیاری از اوقات، صلاح و فساد مسئله برای ما روشن نیست و چه محكهایی باید در اینجا بزنیم! نه! هر كسی به آن میزانی كه در توان دارد و بهآن میزانی كه خدا به او فهم داده، به همان مقدار از او میخواهد. پس خیلی روشن است. هر شخصی به هر مقداری كه خدا به او از حجج متصله و منفصله و ادله و بینات در اختیار او گذاشته است. به همان مقدار نه بیشتر. طبعاً آن نیاتی كه در اولیای خداست، آن نیات از ما متمشی نمیشود و ما هم نباید تفكر این را بكنیم كه حالا به آن مقدار از خلوص و ربط و اتصالی كه آنها در زندگی خودشان، اعمالشان، رفتارشان، گفتارشان، پندارشان، خطوراتشان دارند، به آن مقدار ما داشته باشیم.

