آفت سلوکزدگی و آثار و تبعات آن
11رسول خدا صلی اللَه علیه و آله و سلم میفرمود: انه لَیغان علی قلبی و انی لاستغفر اللَه فی كل یوم سبعین مرة؛1 من در ارتباط با مردم در طول روز، قلب من و نفس من یك قدری از آن جنبه اتصالی خودش و از آن زلالیت خودش تغییر پیدا میكند. با مردم میآیم مینشینم، صحبت میكنم، با این حرف میزنم، با او حرف میزنم، بالاخره لازمه تبلیغ و لازمه معاشرت با مردم، سروكله زدن با آنهاست دیگر. این تغییر و تحولی كه در ارتباط من با مردم برای من پیدا میشود، موجب میشود كه یك كمی احساس بكنم یا نكنم! آن جنبه زلالیت و ربطیتی كه متوقع من است. ببینید پیغمبر چه میفرماید، ما كجا هستیم، پیغمبری كه به مقام جمعیت رسیده است، پیغمبری كه مراتب سیر خود را طی كرده است، پیغمبری كه فنای ذاتی مقامی پیدا كرده است، پیغمبر كه بقاء پیدا كرده. این پیغمبر این حرف را میزند. برای چه این حرف را میزند پیغمبر؟ میخواست خودش را به ما معرفی كند و بگوید من اینجوری هستم؟ نه، پیغمبر میخواست این را بفرماید كه راه خدا روابط بر نمیدارد، ضوابط برمیدارد. من رسول خدا را هم در بر گرفته، من هم مشمول همین هستم. لیغان علی قلبی، ما دیگر حساب خودمان را باید برسیم.
من هر روز هفتاد مرتبه استغفار میكنم بیش از هفتاد مرتبه هم آمده در روایت هفتاد مرتبه من استغفار میكنم. این استغفار دوباره آن اتصال ظریف و عمیق را به وجود بیاورد، حالم را دوباره برگرداند. كل یوم هر روز مسئله اینطور است. هر روز مطلب به همین كیفیت است.
این مسئله، مسئلهای است كه ما باید به آن دقت كنیم. یعنی اینكه چطور میشود انسان یك عملی را انجام میدهد كه خیر است ولی در واقع خلاف اوست. حالا صحبت ما راجع به كلام پیغمبر این بود كه آیا آنچه كه موجب اضطراب سرّی كه راجع به ذنب انبیاء شمردند كه: ذنب الانبیاء من اضطراب السّر؛2 آن اضطراب سرّرا اصلًا ما میفهمیم تا اینكه به آن فكر بكنیم یا نه؟ اصلًا به عقل ما نمیرسد كه این چه نحوه ربطی است كه رسول خدا در عین مقام جمعیت خود و در عین مقام وحدت خود كه كثرت را از همان دیدگاه وحدت به او مینگرد و با او تماس دارد و او را لمس میكند، این رسول خدا در چه موقعیتی است كه این حرف را میزند.
- من لا يحضره الفقيه، ج ٤، ص ٣٨٥.
- مصباح الشريعة طبع اعلمى بيروت، ص ٩٧، الباب الرابع و الاربعون فى التوبة: ... توبة الانبياء من اضطراب السّرّ ...

