آفت سلوکزدگی و آثار و تبعات آن
13آن وقت از كجا ظاهر میشود مسئله؟ از آنجایی كه به جای اینكه این علم در خدمت رسیدن او به حق و نور و ولایت و بهرهگیری از ارشادات و راهنماییها و دستورات ولی خدا قرار بگیرد، ولی خدا با همین معلومات در حاشیه رانده میشود. با همین معلومات و با همین معلومات ارتباط او با ولایت قطع میشود و با همین معلومات ... واقعاً عجیب است یك نامهای امام سجاد علیه السّلام به محمد بن مسلم زهری دارند خیلی عجیب است، خیلی عجیب است. در آن نامه حضرت میفرمایند تو یك شخص عالمی هستی، تو یك شخص زحمت كشیدهای هستی، مردم روی تو حساب میكنند، دولت و حكومت روی تو حساب میكند. چه شده است تو را كه همین معلوماتت و همین مدركاتت و همان را كه باید به عنوان نردبان برای رسیدن به حق به كار بگیری، در خدمت خلفا به كار میگیری! خیلی عجیب است. یعنی انسان به كجا میرسد؟ غذایی را كه میخورد به جای اینكه برای او سدّ جوع كند تبدیل به سمّ میشود. آبی را كه میخورد به جای اینكه رفع عطش بكند برای او تبدیل به سم میشود. هوایی را كه استنشاق میكند برای اینكه اكسیژن را به سلولهایش برساند، آن هوا تبدیل به اختناق میشود و او را به خفقان میاندازد. همین قضیه و همین مسئله.
اینجاست كه ما به هیچ مطلبی به عنوان خود او به نظر استقلال در ارتباطات خودمان نمیتوانیم نگاه كنیم. نه به علوممان، نه به اشتغالاتمان، نه به كارمان، نه به نمازمان، نه به روزهمان، تمام اینها به عنوان استقلال كه دست بگذاریم، بگوییم كه این حق است. نه، تا آن باطن را درست نكنیم، تا آن صورت ملكوتی و برزخی آن را درست نكنیم، نمیتوانیم بگوییم این درست است. صورت برزخی وقتی درستشد، نماز هم درست میشود، روزه هم درست میشود، حج هم درست میشود، حكومت هم درست میشود حكومت هم درست میشود. ارتباط با مردم هم درست میشود. دیگر آن ارتباط برای انسان مضر نخواهد بود. ارتباطی است كه منبعث از نور است. و ارتباط منبعث و نشأت گرفته از نور و حق و ولایت مگر میتواند مكدر باشد. مگر میتواند ظلمت بیافریند، مگر میتواند حكومت مالكاشتر او را از خدا دور كند، ابدا. مگر میتواند حكومت محمد بنابیبكر او را از خدا دور كند، ابدا. مگر میتواند حكومت مدائنِ سلمان، او را از خدا دور كند. چرا؟ چون آنها از طرف امیرالمؤمنین علیه السّلام رفتند.

