آفت سلوکزدگی و آثار و تبعات آن
14البته خیال نكنید هر كسی از طرف امیرالمؤمنین علیه السّلام رفته كارش تمام است، عبداللَه بن عباس هم از طرف امیرالمؤمنین علیه السّلام رفت. نه، آن ولایت و ربطی كه براساس آن ربط حركت میكند، آن ربط همیشه پشت این را دارد. لذا آن ربط را اول تحصیل بكن، بعد هر كاری خواستی بكن. اول آن ربط باید به دست بیاید. اول باید پشتوانه ولایت را انسان به دست بیاورد آن موقع هر كاری كه میكند ممضی خواهد بود.
نمازش ممضی خواهد بود، روزهاش ممضی است، قضاوتش ممضی است، حكومتش ممضی است، جهادش ممضی است، دفاعش ممضی است، دستگیریاش ممضی است، معاشرتش، همه آنها ممضی است. چرا؟ چون آن صورت ملكوتی او صورت ملكوتی نورانی است و صورت ملكوتی حق است. آن صورت ملكوتی نقش خارج را میسازد نه اینكه نقش خارج، كسب صورت ملكوتی كند. مطلب میشود عكس. این دیگر ایامش باطل نیست. پس بنابراین این مربوط به اینها. این افراد باید حساب را بسنجند دیگر، مسئله را در نظر بگیرند دیگر. افراد در ارتباطات خودشان باید این قضیه را مدنظر بگیرند و این مسئله را باید لحاظ كنند.
اما سالك چه؟ كدام خطر سالك را تهدید میكند؟ برای سالك چه خطری است؟ برای آن كسی كه مدعی است كه راه خدا را میرود دیگر چه خطری است؟ خیلی خطرِ بالاتر. خطر سالك این است كه خود سلوك برای او تبدیل به یك پوششی بشود و او را در محدوده آن پوشش محبوس كند. این خطر، خطر برای سالك است. من سالكم و دیگر كارم تمام است! من پا در راه خدا گذاشتم و دیگر مشمول دستگیری هستم! تمام شد قضیه. من قدم در راه خدا گذاشتم و كسی كه قدم در راه خدا بگذارد دیگر از خطرات رهایی پیدا كرده است! و صرفاً هم كه این نیست. حركت میكند، ذكر میگوید، ورد میگوید، نماز شب میخواند، برنامه خودش را تطبیق میدهد. به خیال خودش در مسیر است. دستوراتی كه داده میشود انجام میدهد و درست هم انجام میدهد. نه اینكه خلاف است، نه نه، درست است. مطالب را انجام میدهد طبق آنچه كه به او گفته شده عمل میكند، ولی این عمل كردنها كمكم میآید و او را هی از مردم و همكیشان خود و رفقای خود و دوستان خود هی كنارهمیاندازد.

