آفت سلوکزدگی و آثار و تبعات آن
17در زمان مرحوم آقا یك نفر به من گفت چرا آقا با فلان آخوند ارتباط دارند ولی فلان آخوند دیگر از علما، سادات، در طهران كه هنوز هم حیات دارند، چرا با ایشان ارتباط ندارد؟ خب تو استاد هستی یا او؟ تو بهتر میفهمی یا او؟ اگر بخواهی بگویی چرا و چرا، در تمام ریزهكاریها دیگر ماندی. در تمام مسائل دیگر ماندی! وقتیكه این مقدار را تو پذیرفتی كه عقلِ برتر است، این مقدار را پذیرفتی كه از تو مافوق است، بیا از این مقدار برای خودت استفادهكن. دیگر چه كاری داری به اینكه او با چه كسی ارتباط دارد و با چه كسی ارتباط ندارد. تو از زوایای نفس او خبر داری؟ تو از افكار او اطلاع داری كه برای چه ارتباط ندارد؟ تو اندازه یك انگشت دانه هم عقلت نمیكشد، آنوقت میخواهی كه دریا را با یك انگشت دانه بكشی. چی داری فكر میكنی؟ لذا این افراد میآیند و این سلوك برای آنها دامی میشود كه از این دام نمیتوانند در بیایند و همین باعث سقوط میشود. یا سقوط یا توقف.
یكی از آن خطرات مهمی كه آن فردی را كه مرحوم آقا در كتاب از او اسم بردند و مشمول طرد مرحوم آقای حداد قرار گرفت همین بود. كه آن ملاك برای او ... بنده میدیدم دیگر، در سفرهایی كه میكردیم و گاهی احساس میكردم من در همان سنین طفولیت خودم، شانزده هفده سالگی به ایشان تذكر میدادم. او به حساب خودش مثلًا به ما میگفت كی هستی كه حالا؟ ما كه فلان و ... میگفتم نه این غلط است. من درست است هفده سالم است، ولی آیا این فكر من موافق هست با حق یا نیست، برویم سؤال كنیم. میگفت نه یك مسائلی هست كه شما هنوز زود است این مطالب را بدانید. میگفتم خب حالا زود است یا دیر است، من نمیتوانم آنچه را كه فهمیدم، ازش دست بردارم. این عمل تو خلاف است و همین عمل او را زمین زد. همین! نفس است.

