
آفت سلوکزدگی و آثار و تبعات آن
بيان برخي از مراتب بطلان ووظایف سالک الهی در قبال آن. شرح فقره: و لا يدع أيّامه باطلاً. 1 توضيحي راجع به معناي بطلان و بيان برخي از مراتب آن. 2 تفسير آيه 23 سورۀ مباركه فرقان و بيان اينكه مراد از عمل در آيه شريفه اموري است كه داراي رنگ و صبغه الهي و شرعي هستند. 3 بيان كيفيت سنجش و محاسبه اعمال افراد در روز قيامت بر اساس ميزان ثقالت آنها. 4 بيان فرمايشات مرحوم علّامه طهراني در ماه رمضان مبني بر اينكه اميرالمؤمنين عليهالسلام ميزان و معيار سنجش اعمال انسانها در روز قيامت ميباشد. 5 چگونه اميرالمؤمنين عليهالسلام ميزان الأعمال و قسيم الجنة و النار ميباشند. 6 تفسير بخشي از آيه 96 سورۀ مباركه نحل: (ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ) 7 بيان مراد از ما عنداللَه در آيه شريفه. 8 هر يك از نيّات و اعمال و رفتار افراد داراي يك صورت ملكوتي و مثالي نوراني و يا ظلماني است كه همواره با ايشان همراه بوده و از آنها جدا نخواهد شد تا روز قيامت. 9 با توجه به مراتب بطلان در چه صورت انسان ميتواند بر اساس كلام امام صادق عليه السلام عمل كرده و اوقات خود را به بطالت نگذارد. 10 توضيحي راجع به فرمايش پيامبر اكرم صلوات اللَه عليه: و انه ليغان علي قلبي و اني لاَستغفر اللَه كل يومٍ سبعين مرةً. 11 آنچه براي سالك راه خدا نسبت به ساير افراد بايد مورد توجه قرار بگيرد اينست كه نفس انجام عبادات و تكاليف شرعيه و تلاش براي انطباق اعمال خود با واقع منجر به تعلق و وابستگي نفس او به اين امور نشود كه اين خود حجاب و مانعي است از رسيدن به حق. 12 در صورتي كه نيات و اعمال و رفتار انسان منبعث و نشأت گرفته از نور ولايت و حق باشد، ظلمت نفس انسان تبديل به نور شده همۀ اعمال او در سايه آنها نوراني و الهي خواهد شد.
آفت سلوکزدگی و آثار و تبعات آن
6در روز قیامت عمل امیرالمؤمنین علیه السّلام را میآورند روی یك كفه. عمل ما را هم میگذارند روی یك كفه. یك وقت این عمل ما یك مقدار این كفه را تكان میدهد، میسنجند، یك درصد با عمل علی نزدیك است. یك وقت میشود دو درصد؛ یعنی آن خلوص و اخلاص و صفا و نورانیت و بهجت و ربط محض و بدون لحاظ تعلّقات مادی و شخصیتی و نفسانی كه در فعل امیرالمؤمنین، نه تنها به نحو كمال و صددرصد است، بلكهبالاتر از این است. حق را با فعل امیرالمؤمنین علیه السّلام دیگر باید اینجا سنجید. این هست قضیه. امیرالمؤمنین علیه السّلام كجا فعلش صددرصد مطابق با حق است، اصلًا حق همانی است كه امیرالمؤمنین انجام میدهد. ما باید فعلمان را با حق منطبق كنیم. ما باید ببینیم چقدر میتوانیم خودمان را نزدیك كنیم و از این تعلقات بیاییم بیرون، از این شخصیتها بیاییم بیرون، از این هواهای نفسانی بیرون بیاییم. ولی امیرالمؤمنین علیهالسّلام مسئلهاش اینطور نیست و ائمه علیهم السّلام حساب دیگری دارند.
این عمل را میگذارند در یك كفه ترازو و عمل ما را هم میآورند میگذارند. این میشود میزان اعمال. پس محك برای اعمال ما میشود فعل امیرالمؤمنین علیه السّلام. اولیای خدا فعلشان میآید نزدیك میشود. آنهایی كه به مقام توحید رسیدند دیگر فعل آنها برابر میشود. چرا؟ چون فعل آنها میشود فعل امیرالمؤمنین علیه السّلام. نَفَس آنها دیگر میشود نفس امیرالمؤمنین علیه السّلام. پلك زدن آنها میشود پلك زدن امیرالمؤمنین علیه السّلام، خواب آنها میشود خواب امیرالمؤمنین علیه السّلام. همان مجرای ولایت و مشیت و نور و ابتهاجی كه از رحمت واسعه پروردگار در نفس امیرالمؤمنین هست، همان میآید در وجود اولیاء، همه را میگیرد. پس فعل آنها میشود فعل او. عمل آنها میشود عمل او، نیت آنها میشود نیت او، فكر آنها میشود فكر او. اینها حسابشان جداست. بقیه افراد كه در مقام مجاهده زحمت میكشند، كوشش میكنند، ما كه اینطور نیستیم، رودربایستی هم نداریم، انشاءاللَه امیدواریم كه همه ما مشمول دستگیری و عنایت امیرالمؤمنین علیه السّلام قرار بگیریم.
