مراتب باطل و وظایف سالک در برابر آنها
10در تمام ایامی كه من با مرحوم آقا رضوان اللَه علیه بودم از جمله مسائل مهمهایی كه از ایشان به یاد دارم و بهعنوان یك تجربه گرانسنگ و ارزشمند در نظر من هست این است كه ایشان به این نكته در سیر و سلوكشان توجه داشتند؛ مطالبی كه دیگران میگفتند حرفهایی كه پشت سر ایشان میزدند اصلا و ابدا ایشان توجهی به اینها نداشتند اصلا و ابدا. اگر داشتند كه اینطور نمیشدند.
یكی از موانع بسیار مهم سلوك این است كه انسان بجای پرداختن به خود بیاید و توجه به این مطالب كند. فلانی یك همچنین حرفی زده این حرف زده میشود، اثرش در نفس میماند، فكر انسان را مشغول میكند؛ یك ساعت دو ساعت، همینطور، شب موقع خواب، میخواهد بلند شود و نماز بخواند با آن فكر قبلی، اینكه دیگر نماز نیست! میخواهد قرآن بخواند با آن مسئلهای كه راجع به او زده شده دیگر اینكه قرآن نیست! این میخواهد توجه پیدا كند. لذا حدالمقدور سالك همچنانكه از وبا فرار میكند باید خود را از معرض اینگونه مسائل دور نگه دارد؛ چطور انسان از یك مرض مسری مهلك فرار میكند. گاهی اوقات میآیند پیش من میگویند در اینجا بودیم فلانكس یك حرفی، تا میگوید یك حرفی میگویم آقا نگهدار! اصلا نمیخواهم بشنوم، اصلا نمیخواهم بشنوم. تا انسان بشنود فكر و نفس شروع میكند به جولان، شروع میكند روی آن تجزیه و تحلیل، شروع میكند هی روی آن كاركردن. مگر من بیكارم مگر خدا به من اینقدر وقت داده كه بیایم به این چیزها بگذرانم؟! ها! لذا از اول میگویند نگویید.
مرحوم آقا بارها میفرمودند: كسی كه پشت سر من حرف میزند اصلا به من نگویید! همینطور باشد. هر كی حرف میزند. حتی تا آخر عمر هم حرف میزدند ها! نامه میدادند. بنده هم آن نامهها را نگاه میكردم شاید هم الان این نامهها باشد. نامههای كذایی، حرفهای ركیك، سبها، فحشها، افرادی كه با مكتب ایشان مخالف و معاند بودند واقعاً نامههایی میدادند و مطالبی میگفتند كه من اصلا نمیتوانم به زبان بیاورم. نامههای بیامضا، نامههای كذا! حالا چه برسد به افراد دیگر، یك مسئله عادی است. انسان كه نمیتواند عقول افراد را مهار كند و نمیتواند كه فهم افراد را در اختیار بگیرد و نمیتواند ذهنیات خلاف افراد را در اختیار خودش قرار بدهد. این را مهار كرد آن را چه كند؟! آن را مهار كرد آن را چه كند؟! یكی دو تا هم كه نیستند الیماشاءاللَه! مگر برای پیغمبر هم نگفتند مگر برای امیرالمؤمنین هم نگفتند؟! مگر برای سایر ائمه نگفتند مگر برای اولیای خدا نگفتند؟!

