مراتب باطل و وظایف سالک در برابر آنها
15مرحوم آقا میفرمودند: وقتیكه ما به نجف رفتیم نمیدانم این را گفتم، مثل اینكه گفتم حالا تذكرش دوباره بد نیست احتمالا یكدفعه خدمت رفقا گفتم وقتیكه رفتیم نجف خیلیها به ما میگفتند این آسید محمدحسین درویش شده، صوفی شده چی چی بسته، كشكول دارد از این حرفها دارد و پیش فلانكس رفته، فامیل و ... افرادی كه جرئت وارد شدن در این راه را ندارند خیلی عجیب است ها، تو خودت جرئت نداری آنوقت سراغ بقیه میروی، حالا یك كسی هم جرئت دارد رفته، آن را هم میخواهی بكشانی و خراب كنی، او را هم از بین ببری؟!
الان در منزل بالا یك مجلس عقد داشتیم، تقریبا حدود یك ساعت و نیم قبل آمده بودند، مهریهای كه قرار داده بودند مهرالسنه بود، من به آنها این مطلب را گفتم قبل از اینكه عقد را بخوانیم ما یك جلسه «عنوان» هم بالا برای آنها رفتیم و تقریبا نیم ساعتی صحبت كردیم من قبل از اینكه عقد بخوانم نگاه كردم به قباله دیدم كه نوشته مهرالسنه و هیچ چیز دیگر هم نیست و هیچ چیز دیگر هم نیست. مهرالسنه حضرت زهرا و كلام اللَه مجید. قبل از اینكه عقد بخوانم همینطوری خودش صحبت آمد گفتم من نمیدانم هر عقدی را كه میخواهم بخوانم تا میبینم مهرالسنه است حالم عوض میشود واقعاً هم همینطور است. اصلا یك حال دیگهای پیدا میكنم یك ارتباط دیگری پیدا میكنم یك تعلق دیگری به طرفین، عروس و داماد پیدا میكنم، نسبت به خانواده هاشان، نمیدانم چرا؟ دست خودم هم نیست، قضیه دست خودم هم نیست، اما اگر ببینم نه! فلان است و چه است و ملك است و باغ است و تیشه است و تیرآهن است و از این مسائل، نه! اینطور نیست. یك عقدی میخوانیم بعد هم میگوییم انشاءاللَه زودتر تمام بشود قضیه! نمیدانم چرا اینطورم، اصلا دست خودم نیست بعد رو كردم به اینها، گفتم خوشا به سعادت شما، شما كاری كردید كه دستور پیغمبر را انجام دادید، پاتون را جای پای دختر پیغمبر گذاشتید و به همان سنت تأسی كردید.

