
مراتب باطل و وظایف سالک در برابر آنها
مراتب باطل و وظایف سالک در برابر آنها
20ولی این كار را كه میتوانیم انجام بدهیم؛ میآیند پیش ما، آقا راستی یك جایی بودیم راجع به شما فلان كس داشت ...، آقا اصلا حرف نزن، نمیخواهم بشنوم نمیخواهم. حتی تعریف هم میخواهد بكند نمیخواهد چون تعریف هم بكند نفس ما یك طوریش میشود، خوشش میآید دیگر یك جوری میشود و نسبت به آن شخص كه تعریف كرده یك حالتی پیدا میكند چهبسا آن حالت، حالت صحیح نباشد، نه، نباید نسبت به او یك همچنین حالتی پیدا كند باید انسان نسبت به افراد اعتدال را رعایت كند. بیشتر خوشش میآید وقتی بیشتر خوشش میآمد نفس توقعش میرود بالاتر، برای چی، فلان شخص از شما تعریف میكردند، نه آقا! لازم نیست بگویید، نیاز به گفتن ندارد فلان كس مثلا راجع به فلان قضیه از شما میگفت و داشت تعریف میكرد، نه! ضرورتی ندارد ما كه بهتر میدانیم، به اوضاع خودمان كه بیشتر واردیم. البته این مسئله یك مقداری باز نیاز به صحبت دارد حالا نه در آن حد وسیع بلكه نسبت به بعضی از مسائل و مراتبش، دیگر وقت اگر هم اجازه بدهد كه حتما هم رفقا میگویند اجازه میدهد حال من شاید اجازه استمرار این مسئله را ندهد.
در ماه رجب و شعبان و رمضان كه ماههای حرام یعنی ماهی است كه حریم الهی در این ماه است. ماه رجب، ماهی كه خدا برایش یك حریمی قرار داده یعنی آنچه را كه در سایر ماهها شما رعایت نمیكردید اینجا برایش حریم گذاشته، اینجا باید رعایت كنید و این نفعش هم به خودمان میرسد. رعایت كردیم باران دارد میآید رعایت نكردیم نه! اگر مراقبه كردیم و این مسئله را در نظر گرفتیم اثرش را میبینیم، اگر رعایت نكردیم بالاخره هستند افرادی كه آنها مستحق فیوضات الهی باشند.
این مطلب را هم عرض كنم و دیگر مطلب را به حول و قوه الهی به جلسه بعد موكول كنیم. راجع به جلسه قبل كه من آن قضیه را از مرحوم آقا نقل كردم و شاید برای خیلی از رفقا موجب سؤال شده بود و سؤال هم كردند كه ایشان فرمودند اینها همه سیاهی لشكر هستند، بله مطلب همینطور است. ببینید مراتب كمال درجاتی است كه هر شخص به مقتضای فهمش و همتش و عزمش و قصدش در آن مرتبه میتواند استقرار پیدا كند؛ بعضیها هستند از اول میآیند و به دنبال كمال نیستند و به دنبال رسیدن به آن مسائل عالیه و معرفت پروردگار نیستند. من در بعضی از موارد از بعضی از همین رفقا اینها میشنوم آقا این مطالب را برای ما نگویید این مطالبی را بگویید كه پایینتر باشد حالا به عنوان شوخی و یا حالا جدی دیگر علیكلحال نمیدانیم میگویند آقا میدانیم این مطالب درست است ولی ما را در موقعیت مناسب خودمان قرار بدهید. بعضیها از اول كه میآیند همینقدر یك حالوهوایی پیدا كنند بعضیها میبینند مطالب صحیح است میآیند تا بشنوند و تا حدودی خودشان را تطبیق بدهند. بعضیها نه! آن مطالب عالی را اول مورد نظر قرار میدهند و بعد همت خودشان را میگذارند برای رسیدن به آن آخرین مرتبه، درست مثل كلاس میماند. كلاسی كه تشكیل میشود هدف از این كلاس مشخص است كه در این كلاس چه مسائلی را درس میدهند و چه انتظاراتی را از شاگرد دارند و چه نتائجی مترتب بر این كلاس و درس خواهد شد حالا یك نفر میآید همینقدر میخواند كه بتواند یك امتحانی بدهد و مردود نشود و به هرجا كه میرود بگوید من یك مدركی دارم حالا یك لیسانسی دارم یك فوق لیسانسی دارم حالا یك دكترایی دارمیك چیزی دارم در یك حدی كه مدرك داشتن برای او مهم است.
