
مراتب باطل و وظایف سالک در برابر آنها
مراتب باطل و وظایف سالک در برابر آنها
21یكی از دوستان و رفقای ما بود وقتیكه خودش به شاگردانش در اتاق عمل و اینها درس میداد میگفت كه بیایید این را یاد بگیرید. آنها میگفتند بابا ما اینها را لازم نیست یاد بگیریم این چیزهایی را یاد بگیریم كه هم آسان است هم راحتتر است هم وضع ما بهتر میگذرد. من گفتم من رفتم در آنجا اینقدر زحمت كشیدم و تلاش كردم و خودم را كشتم عبارتش این بود خودم را كشتم تا توانستم از آن استادم در فلانجا كه درس میخواندم در امریكا توانستم این را یاد بگیرم حالا بیمضایقه به شما یاد میدهم شما میگویید نه! حالا بعضیها همتشان همینقدر است! آقا نمیخواهیم. اگر هم استاد بخواهد یاد بدهد میگویند نمیخواهیم، نمیخواهیم این عملهای مهم را به ما یاد بدهید، نمیخواهیم این بیماریهای خاص را به ما یاد بدهید نمیخواهیم. یك چیز راحت و آسانی كه خیلی متداول است و راحتتر میتوانیم وضعمان ... حالا یكی این است یكی نه! بالاتره یكی بالاتره یكی سعی بیشتر، هر كسی به هر مقداری كه مایه بگذارد به همان مقدار میرسد.
بعضیها هستند آن نقطه بالا را میگیرند این همانی است كه مرحوم آقا میفرمودند: من به كمتر از سلمان برای رفقای خودم قناعت نمیكنم این است. چون خودشان اینطور بودند یعنی آن بالاترین حد كه آن معرفت الهی است و آن معرفت الهی بدون مایهگذاری و بدون همت و بدون كوشش و بدون عملِ صددرصد، حاصل نخواهد شد این چیز مسلمی است. قانون تربیت الهی و نظام خلقت هم همین اقتضا را میكند «نابرده رنج گنج میسر نمیشود» این است. حال هر شخصی بر طبق آن معرفتی كه دارد و همتی كه دارد به همان مقدار عمل میكند یكی سی درصد یكی چهل درصد یكی پنجاه درصد و به همان میزان هم خواهد رسید. اینكه ایشان فرمودند اینها همه سیاهی لشكر هستند غیر چند نفر، نه اینكه منظور همه افرادی كه اصلا نه فائدهای، نه چیزی، نه، اینها دارای مراتبی هستند منتها بزرگان و اولیای الهی ما را تشویق به آن نقطه بالا میكنند و آن نقطه اطلاق، نقطه مطلق، به آن نقطه ما را دعوت میكنند و چیزی غیر از آن برای ما نمیخواهند.
