اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت معنای باطل و بیان مراتب آن

0
عنوان بصری
عنوان بصری

حقیقت معنای باطل و مراتب ان. شرح فقره: ولا يدع اَيّامه باطلاً. 1 توضيحي راجع به معناي بطلان در يك اصطلاح عام و كيفيت تطبيق آن با مصاديق و مراتب آن. 2 چگونه ممكن است موقعيت و جايگاه سالك راه الهي از عنوان طريقت و وسيله بودن به موضوعيت و استقلال داشتن تبديل شود. 3 توضيحي در ارتباط با اختلاف اقتضاءات و خواسته‌هاي نفساني افراد بر اساس اختلاف سنّ و موقعيت‌هاي ايشان. 4 لذتي كه فرد از رياست و حاكميت بر نفوس مي‌برد با هيچ لذتي در عالم وجود قابل مقايسه نمي‌باشد. 5 توضيحي راجع به حقيقت و واقعيت مسأله لذّت. 6 ملاك در برتري و زهد و تقوي افراد پرداختن و يا امساك ايشان از برخي امور ظاهري نمي‌باشد بلكه در بسياري از موارد اين زهد و تقوا بر اساس اقتضاءات و خواسته‌هاي نفساني فرد مطابق با موقعيت او شكل مي‌پذيرد. 7 خليفه ثاني علي‌رغم دارا بودن زهد ظاهري و اكتفا كردن به تناول نان و سركه به غصب جايگاه خلافت اميرالمؤمنين عليه السلام مبادرت مي‌ورزد. 8 بيان يكي از مسائل بسيار دقيق در ارتباط با غايت و هدف ايجاد تحركات اصلاح‌طلبانه در جوامع و مآل و نتيجۀ آن بر پايۀ جامعه‌شناسي تاريخ. 9 ظلم و جنایات بي‌حد و حصر بني العباس كه به هدف احقاق حق ائمه اطهار عليهم السلام و مظلومين قيام به تشكيل حكومت اسلامي كردند صفحه تاريخ را سياه نموده است. 10 بسياري از صفات سوء و ملكات رَذيله افراد در كمون نفس و ذات ايشان نهفته مي‌باشد و در صورت فراهم شدن شرايط و موقعيت‌هاي مناسب به جلوه‌نمايي و ابراز آنها مي‌پردازد. 11 بيان برخي از جناياتي كه توسط بني الحسن بر ائمه عليهم السلام روا داشته شده است. 12 از جمله اموري كه مرحوم علّامه طهراني بسيار بر آن تأكيد داشتند اين بوده است كه افراد در مسير سير و سلوك به نحوي حركت نكنند كه آن همّت ابتدايي ايشان و شور و شوق و خلوص و صفاي نفس ايشان به ركود و استكبار منجر شود. 13 يكي از آفت‌ها و خطرات راه سير و سلوك دچار شدن افراد به آفت سلوك‌زدگي و دل‌خوش بودن به آن مي‌باشد. 14 كيفيت نفوذ شيطان در نيات و اعمال و رفتار سالكان راه الهي. 15 در مكتب عرفان همه انسانها از لحاظ جنبه ربط و انتساب خود به پروردگار متعال يكسان و مانند دانه‌هاي شانه هستند.

حقیقت معنای باطل و بیان مراتب آن

10
  • مرحوم آقا رضوان اللَه علیه در طول حیات خود نسبت به این مسئله هشدار می‌دادند. كاری نكنیم كه آن همت ابتدایی دیگر از ما از بین برود، كاری نكنیم كه آن موقعیت و شوق و علاقه و رغبت در ما فروكش كند، كاری نكنیم كه آن نیت و اخلاص و صفا و خلوص در ما به ركود و تحجّر و صلابت تبدیل بشود و ما را از حركت بیندازد. چرا؟ به خاطر اینكه انسان غفلت كند شیطان می‌آید بر او سوار می‌شود. یك مقدار غفلت كنیم. ما سالكیم كار ما دیگر تمام است! اسمِ ما را سالك گذاشتند دیگر پرونده ما بسته شده! ما دیگر وضعیتمان این طور است دیگر شیطان با ما دیگر كاری ندارد! ما دیگر با اولیاء خدا ارتباط پیدا كردیم دیگر دست شیطان به حریم اولیاء خدا نمی‌رسد. اولیاء خدا بالاترند یا موسی بن جعفر علیه‌السّلام، كدام بالاترند؟ یا امام صادق علیه‌السّلام؟ یا امام هادی علیه‌السّلام؟

  • تمام اینها وسوسه‌های خود شیطان است برای اینكه سلوك را برای ما تبدیل به موضوع كند؛ یعنی آن جنبه طریقیت و مقدمیتی كه ما از ابتدا با شوق و رغبت در این جنبه قدم گذاشتیم تبدیل می‌شود به حالت سكون و ركود و توقف و دل‌خوش كردن به یك سری عبارات و تعبیرات و كلمات و التذاذات نفسانی به یك سری مسائل و خواب‌ها و منامات، رؤیاها و مكاشفات. چه‌بسا تمام اینها دام‌هایی است برای اینكه سالك را در آن موقعیت خود زمین‌گیر كند و قدرت حركت را از او بگیرد. وقتی‌كه مسئله به اینجا رسید حالت انسان نسبت به افراد تغییر پیدا می‌كند؛ ما یك همچنین وضعیتی داریم دیگران ندارند! آنها را ولشان كن، به آنها اعتنا نكن، آنها آدم نیستند، آنها كه هستند كه اصلًا به آنها اعتنا كنیم! ما در یك همچنین موقعیتی هستیم توفیقی خدا به ما عنایت كرده است حالا به خدا هم می‌بندیم به بقیه نداده؛ بقیه الان دارند در كجا می‌روند، در چه مسائلی می‌روند ما یك همچنین توفیقی پیدا كردیم! می‌گوید توفیق پیدا كردیم ولی دارد به خودش می‌بندد، دارد دروغ می‌گوید به خدا. نه! توفیق پیدا كردی ولی این توفیق را واقعاً از خدا بدان؛ نه اینكه یك مقداری هم بلكه دو مقداری هم یا سه مقداری هان! خودمان در این قضیه دخیل باشیم و حساب خود را از بقیه بخواهیم جدا كنیم. شیطان آمد در اینجا گیر انداخت؛ سلوك تبدیل به ضد سلوك شد، راه خدا تبدیل به سدّ راه خدا شد، آن فكری كه می‌آید و از اول توحیدی نگاه می‌كرد و خود را از همه پایین‌تر می‌دید.