اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت معنای باطل و بیان مراتب آن

14242
عنوان بصری
نسخه عربی

حقیقت معنای باطل و بیان مراتب آن

11
  • مگر مرحوم آقا نگفتند اولین قدم برای حركت این است كه انسان خودش را از همه پایین‌تر ببیند؟ مگر نبوده، مگر خدمت رفقا این مسئله را عرض نكردم، مگر بارها نفرمودند؟ یكی آمده بود خدمت مرحوم آقا گفته بود كه آقا ایراد من چیست؟ بالاخره یك حساب‌هایی بوده، یك ارتباطاتی بوده، یك اتصالاتی بوده. متوجه شده آنها كم شده و دیگر قضیه به آن كیفیت نیست، بالأخره اهل باطن بوده. ایشان می‌فرمایند: هر وقت خودت را از بقیه یك سروگردن پایین‌تر دیدی آن موقع بیا پیش من. حالا چی؟ این كسی كه راه رفته، حركت كرده، سیر كرده، زحمت كشیده ولی انسان احساس می‌كند كه این سیر و حركت و اینها باید با حفظ آن منویات اوّلی باشد نه اینكه تبدیل بشود برای او به یك پوششی كه این پوشش حساب او را از بقیه افراد در جلسه جدا كند. حساب او را از آنكه در آن گوشه نشسته و به او اعتنا نمی‌كند جدا كند. وقتی‌كه وارد می‌شوند همه برای این بلند بشوند! بین این و بین بقیه چه فرقی است كه باید برای این پا شوند و برای بقیه پا نشوند؟! چه فرقی است؟! سنش زیاد است؟ مگر به سن زیادی است. ریشش سفید است؟ مگر به ریش است، مگر سلوك به‌ریش و پشم است. این چیست؟ برای چه؟ به این آقا آقا می‌گویند به بقیه نبایند بگویند. چرا؟ آقا آقا كیست؟! این حرف‌ها چیست؟! هر كسی می‌آید در اینجا نسبت به بغل دستی‌اش هیچ تفاوتی نمی‌كند، هیچ، سرسوزن تفاوت ندارد. اگر تفاوت باشد شیطان است. بی‌بروبرگرد؛ هر تخیلی می‌خواهد در اینجا باشد بی‌رودربایستی به شما می‌گویم شیطان است. این یكی به آقا نزدیك‌تر است آن یكی از آقا دورتر است، این یكی محرم اسرار آقاست، آقا حرفش را به این می‌زند. تمام این حرف‌ها همه شیطان است، شیطان در شیطان در شیطان، منتها شیطان می‌آید خوب وارد می‌شود. با لیوان شراب و با صفحه شطرنج كه نمی‌آید؛ چون می‌داند سالك دست به این چیزهای حرام ظاهری نمی‌برد. همچنین قشنگ یك برنامه می‌ریزد عالی، نمره بیست، بیست. قبول ندارید؟! با دوتا دوتا آقا آقا كردن و نزدیك آقا آمدن و دوتا مسافرت با آقا رفتن و سه‌تا تلفن كردن و چهارتا نزدیك شدن و یك لیوان آب آوردن، قشنگ چنان كلاهی می‌گذارد كه به جای اینكه تا اینجا بیاید تا دم پایش می‌آید، می‌رود تا دم پایش؛ كلاه شیطان این‌طوری است ها. این‌طوری نیست كه فقط تا اینجا بیاید. می‌آید می‌آید می‌آید تا ناخن پا را هم می‌گیرد، یك سر مویی هم این بزرگوار باقی نمی‌گذارد، یك سلول هم باقی نمی‌گذارد.