اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت معنای باطل و بیان مراتب آن

14242
عنوان بصری
نسخه عربی

حقیقت معنای باطل و بیان مراتب آن

17
  • اینجا كه امیرالمؤمنین دید حالا كه دیگر كار به نفس و نفسانیات كشیده شده دیگر چاره‌ای جز شمشیر نیست. نه دیگر مطلب از زبان و از نصیحت و از صحبت خارج شده؛ الان دیگر باید بگوید انا فقأت عین الفتنه من چشم فتنه را درآوردم. كه می‌توانست برود در بیاورد؟ كه می‌توانست برود در مقابل این نماز شب‌ها مقاومت كند؟ و در مقابل این قرائت قرآن‌ها و گریه‌هایی كه به دنبال این قرائت قرآن می‌آید تنش نلرزد؟ كه می‌تواند؟ حساب برسیم‌ها. ولی آن امیرالمؤمنین دستگاه دارد دستگاهش كُنتور می‌اندازد! این حُقه‌باز و دروغگو است. آن دستگاه را ما نداریم. این قرآنی كه دارد می‌خواند در نفس است، این گریه‌ها همه در نفس است. ما آن دستگاه را نداریم پشت سرش هم می‌رویم می‌ایستیم اقتدا هم می‌كنیم، اقتدا می‌كنیم. حالا بعد چند سال كه می‌گذرد ای داد و بیداد ا! این چه درآمد از آب؟ این همان بود؟ اگر تازه خدا دستمان را بگیرد ها! این همان بود كه این‌طور بود. ولی اولیای خدا از اول كُنتور دارند دستگاه دارند تا نگاه به این كردند، آقا برو بیرون. دیگر معطلش نكنیم. این كیست.

  • ما آن زمانی كه در مشهد بودیم، در همان چند سالی كه بعد از قم ما مشرف شدیم در مشهد یكی از همین دوستان مرحوم آقا یك نفر از اولیاء خدا را آورده بود كه مرحوم آقا او را زیارت كنند از اولیاء خدا! البته اول بنده موفق به زیارت ایشان شدم، اول آمد سراغ ما. رفتیم تا چشممان به او افتاد گفتیم این كیست؟ یك‌دفعه دستش شروع كرد به لرزیدن البته نه اینكه بنده دستگاه دارم‌ها از این حرف‌ها نداریم ولی بالأخره این قضیه‌اش این‌قدر روشن‌بود كه هر ننه قمری می‌فهمید دیگر نوبت به بزرگان و این حرف‌ها نرسید یك‌دفعه رنگش قرمز شد و بالا شد و پایین شد و دیگر آن روز گذشت؛ البته ما یك صحبتی هم با او كردیم و خیلی هم خوشش نیامد. این ولی خدا خیلی از مجالست با ما اظهار رضایت نكرد!