حقیقت معنای باطل و بیان مراتب آن
18فردا بعدازظهر آوردش پیش مرحوم آقا، پیش مرحوم آقا كه رسید شروع كرد به جفنگیات گفتن و مزخرفات باركردن. مرحوم آقا كه شوخی ندارند با كسی، حسابی گذاشتند در كاسهاش. تازه این فهمید كه ای بابا ... خب این هم یك فردی فاضل و درس خوانده بود. من وقتیكه دیدم این چنان دست او را بوسید، چنان با حالت ادب ... چرا؟ كنتور ندارد این بیچاره، دستگاه ندارد، نگاه به محاسن میكند، نگاه به روضه میكند كه اسم امام زمان میآید، چنان اشك از چشمان این میریزد روی فرش. میگوید نگاه كن دستگاه ندارد نمیفهمد. نمیفهمد كه این تو خالی است فقط طبل است، فقط یك پوست است، صدا دارد به آن یك چوب میزنند بنگش میرود بالا ولی چیزی در او نیست. این را نمیداند. به عنوان ولی خدا میخواهد بیاورد، تازه میخواست مرحوم آقا بیایند دیدنش، تازه قدری احترام به مرحوم آقا گذاشت كه این را برداشت آورد خدمت ایشان. این چیزهایی كه عرض میكنم تاریخ و قصه نیست. حواسمان را باید جمع كنیم، باید مواظب باشیم، خیلی مسئله دقیق است و خیلی حساس است.
میخواستم مطالب دیگری عرض كنم لابد رفقا متوجه شدند حالم دیگر مساعد نیست و بیش از این دیگر رمق نداریم. آن مطلبی را كه به رفقا وعده داده بودیم كه چطور سلوك برای انسان موجب تثبیت میشود انشاءاللَه باشد برای جلسه بعد به حول و توفیق الهی.
امیدواریم كه خداوند ما را در همه حال به خود وانگذارد خیلی مسئله مهم است. پیغمبر به خصوص در این ماه رجب و شعبان این دعا را خیلی میخواندند: اللَهم لا تكلنا الی انفسنا طرفة عینٍ ابداً: خدایا به اندازه یك پلك چشم به هم زدن ما را به خودمان وامگذار؛ یعنی همین، یعنی افكار ما را خودت به دست بگیر، نیات ما را خودت اصلاح كن، قلب ما را خودت مباشرت كن تباشر به قلبی. خودت قلب ما را در دست بگیر كه آنچه كه برای ما و راه ماست خودت برای ما پیش بیاوری و توفیق بدهی و از آنچه كه موجب اعوجاج از طریق و مسیر اولیائت هست خودت ما را حفظ كنی.

