حقیقت معنای باطل و بیان مراتب آن
7لذا میبینیم كه همین حركت در انقلابها در كشورهای مختلف، در ازمنه مختلف تبدیل به ضد حركت میشود، تبدیل به ضد اصلاح میشود، تبدیل به ضد احقاق حق از مظلوم و دفاع از مظلوم میشود و خود تبدیل به ظالمی حق ستیز میشود و خود تبدیل به مستبدی حق ستیز میشود. چرا؟ چون آن چیزی كه تابهحال از آن غافل بود، آن چیز در آن جهت، وجه مشترك بین او و بین سایر افراد است. این تا اینجا نگاه به فعل افراد میكرد، نگاه نمیكرد كه این فعل افراد از چه نشأت میگیرد. آن حاكم ظالمی كه قبل از اینها بر سر كار است و این همه جنایت و امور فجیع را انجام میدهد این عمل او از چه نشأت میگیرد؟ از نفس نشأت میگیرد. نسبت به این ما فكر كردیم؟ همین نفس هم در ما هست چه تفاوتی میكند، همین هم هست. سند تضمینی هم كه برای كسی ننوشتهاند كه نفس شما معاف است و نفس شما از این وادی به دور است و نفس شما معصوم است و نفس شما ... نخیر، یك همچنین مسئلهای نیست. چرا اینطور است؟ به جهت اینكه آن نیات در یك محیط غیرمهذب دارد فعالیت میكند. وقتیكه به نتیجه رسید وصول به نتیجه بدون تهذیب است، وصول به نتیجه بدون تزكیه است، وصول به نتیجه بدون تربیت است و این برمیگردد و به موقعیت خود میپردازد. تابهحال نیت نیت اصلاح بود حالا خود میشود اصلاح و هرچه از این دایره بیرون است فساد است. خیلی عجیبه ها! خطر اینجاست ها! خطر اینجاست كه انسان اصلاحطلب خودش بشود اصلاح! انسانی كه به دنبال حق میگردد خودش بشود حق! انسانی كه به دنبال عدالت میگردد خودش بشود عدالت! بقیه ظلم، خارج از محدوده من فساد، خارج از محدوده من ناحقی، خارج از محدوده من بیانصافی، خارج از محدوده من خلاف. فقط آنچه كه حق است منم، آنچه كه صحیح است منم، آنچه كهواقعیت دارد منم و آنچه كه مطابق با عدالت است منم. این مسئله است.

