ضرورت پرهیز از إبطال عمر، و بیان برخی از مصادیق آن
22یك ملاك برای اینكه بدانیم وقتمان را به بطالت گذراندیم یا نه، این است كه بعد از گذشت چند سال الان وقتی به خودمان مراجعه كنیم ببینیم در مقابل با مرام حق چقدر خاضع هستیم، قبول میكنیم یا نه! آن موقع چقدر بودیم؟ الان بنشینیم فكر كنیم، حالا الان نه، بعداً رفقا، همه رفتیم خانه بنشینیم فكر كنیم موارد هم مشخص است انسان میتواند در قبال آن حق، هرچه میخواهد باشد، چقدر نرمش داریم؟ چقدر ایستادگی داریم؟ در مقابل حق میایستیم. اگر دیدیم نرمش داریم میفهمیم اوقات به بطالت نگذشته است. البته این هم هست ممكن بود بیشتر میتوانستیم كار كنیم و نكردیمها و این هم مراتب دارد. چقدر نرمش داریم؟ وقتی یك مطلبی را میشنویم قبل از اینكه بخواهیم روی آن فكر كنیم زود در مقام برمیآییم یا نه؟ دیدید وقتی انسان با بعضیها صحبت میكند از همان اول كه صحبت میكند میفهمد كه دارند در ذهن خودشان یك پرده انداختند و فقط مواظب اینند كه جای آن برسد و جواب بدهند. نه! این فایده ندارد. حالا هرچه، صد سال هم بگوید من سالك هستم. ولی بعضیها را كه آدم صحبت میكند میبیند دارند گوش میدهند. قبل از اینكه بخواهد گارد بگیرد، قبل از اینكه بخواهد یك بتن قرار بدهد میگوید این چه میخواهد بگوید؟ حرفی كه میخواهد بزند چیست؟ این قضیه، بعد میرسد، میرسد، میبیند ها حالا دارد به او میخورد، وقتی میبیند حالا دارد به او میخورد نفس شروع میكند به شیطنت كردن، یك راهی برای فرار پیدا میكند. ولی آدمهای زرنگ اینطور نیستند. میگویند حالا كه دارد به تو میخورد، خودش را با آن مطالب هی نرم میكند، نرم میكند، نرم میكند بعد وقتیكه تمام شد میگوید بله آقا حق با شماست، درست است ما راهمان را عوض میكنیم، این كار انجام میدهیم، آن را انجام میدهیم؛ درست است. این برنده است، این برده است. آدم میفهمد دیگر.

