
ضرورت پرهیز از إبطال عمر، و بیان برخی از مصادیق آن
ضرورت پرهیز از إبطال عمر، و بیان برخی از مصادیق آن
24مرحوم آقا میفرمودند: یك نفر آمد پیش آقای حداد رضوان اللَه علیه، میخواست برود سفر مكه، ایشان فرمودند: من تو را به خدا نمیسپارم خدا را به تو میسپارم، تو را به خدا میسپارم. معلوم است خدا تو را حفظ میكند. خدا را به تو میسپارم، خدا را تو گم كردی آن خدا را میخواهم در اختیارت قرار بدهم، بگیری، حداقل این چند روز از دستش ندهی! ما امام زمان را باید در خودمان قرار بدهیم نه اینكه خودمان را در امام زمان! او كه هست، او كه مؤمن و كافر در وجود آن حضرت است تفاوتی هم با ما ندارد، تمام عالم وجود فانی در امام زمان است، جبرائیل هم فانی در وجود امام زمان علیه السّلام است. حیات جبرائیل، حیات میكائیل، همه اینها بسته به نظر امام علیه السّلام است. امام زمان اینطوری است دیگر. ما خیال میكنیم كه امام زمان یك آدم است دیگر مثل آدمهای دیگر، حالا لقب امامت هم دارد مثل بقیه، نه! امام زمان حقیقتی است كه حیات امام زمان به این است كه در وجود ما باشد اگر این نباشد امام زمان حیات ندارد. او برای خودش است به ما چه ارتباطی دارد، چه زمانی امام زمان زنده است؟ وقتیكه امام زمان در نفس ما باشد، آن موقع زنده است. چه زمانی امام زمان مرده است؟ آن وقتیكه امام زمان در نفس ما نباشد، ولایت او در نفس ما نباشد. آن موقع امام زمان حیات ندارد، او برای خودش است، كار خودش را انجام میدهد، تدبیر خودش را میكند، ارتباط با ما ندارد.
پس ما نباید صرفاً به انعقاد مجالس و ذكر و ... خیال كنیم مطلب تمام است؛ یك مدحی از امام زمان گفتیم و یك شعری هم خواندیم و یك چند كیلو شیرینی هم پخش كردیم و تمام شد شیعه شدیم؛ نه! اینها خوب به جای خود محفوظ، باید باشد، افراد مختلف، اشخاص مختلف، طبقات مختلف، آنها باید بهرهمند بشوند؛ بچهها باید بدانند، با ولایت امام زمان باید رشد پیدا كنند، زندگیشان باید با یاد امام زمان باشد. اینها همه هست و شرایطی دارد و این شعارها همه در راستای آن است. ولی بالاتر از این مسئله چیست؟ این است كه ما او را در خودمان بگذاریم و این هم سخت است ها، مشكل است ها، دوام میخواهد ها، قوام میخواهد ها، همت میخواهد. همتش را هم باید از خود حضرت بگیریم.
