اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضرورت پرهیز از إبطال عمر، و بیان برخی از مصادیق آن

14668
عنوان بصری
نسخه عربی

ضرورت پرهیز از إبطال عمر، و بیان برخی از مصادیق آن

3
  • ما كه می‌رفتیم در آنجا پیش اساتید، خدا رحمتشان كند همه از دنیا رفته‌اند. پیش چند نفر، یكی كه از همه آنها واقعاً عالی‌تر بود مرحوم سید حسین میرخانی كه بسیار عالی می‌نوشت و به اعتقاد من رو دست ایشان در این زمان‌های اخیر نیامده. یعنی بعد از میرزا رضای كلهر كه تقریباً در حدود صد و خورده‌ای سال پیش بود كسی مثل ایشان تا به حال نیامده از خوشنویسانی كه هستند. و واقعاً همه دارای خط بسیار عالی و زیبا و شیوایی هستند ولی بعضی ظرافت‌هایی دارند خدادادی كه این‌طور نیست كه عام باشد.

  • این مسئله واقعاً به عنوان یك هنر برای انسان مطرح است این مطلبی كه می‌خواهم خدمتتان عرض بكنم خیلی دقیق است، داستان و حكایت نمی‌خواهم بگویم، می‌خواهم رفقا و دوستان را نسبت به وضعیت و موقعیت خودمان و مشكلاتی كه نفس برای انسان پیش می‌آورد توجه بدهم! مسئله خطاطی بسیار مسئله عالی است؛ خیلی هنر بسیار زیبایی است و قابل ستایش، واقعاً قابل ستایش است. كسانی كه می‌روند در آنجا در وهله اول به عنوان اینكه یك هنری را یاد بگیرند و به یك خط شیوا و ممتازی برسند و خط آنها جالب و جاذب بشود. ولی وقتی‌كه یك مدت زمانی گذشت، نمره‌ها یك قدری بالا آمد، كلاس‌ها یك قدری ترقی كرد، شخص برای خودش هم كم‌كم یك وزنه‌ای شد و وضعیت خودش را در آن جمع و در آن گفتگوها و در آن نشست‌ها ارزیابی كرد، كم‌كم این مسئله برای او به شكل یك مسئله اساسی و اصلی در زندگی او در می‌آید كأنه تمام هنرها همه كنار رفته و همه امتیازها همه به كناری نهاده شده و آنچه كه فقط هست و آنچه كه ما در آنجا مشاهده می‌كردیم و از صحبت‌ها و اینها درك می‌كردیم این است كه خدا از آسمان فقط یك هنر فرستاده و آن هم خطاطی است بقیه اصلًا هیچ فایده‌ای ندارند! نه طبیبش ارزشی دارد، نه مهندسش ارزش دارد، نه عالمش قیمت دارد، هیچی هیچی هیچی. اینكه عرض می‌كنم چون خودم در این موقعیت بودم ها، سال‌ها خودم در آنجا بودم فقط خدا از آسمان یك هنر فرستاده آن هم خطاطی است، نقاشی هم حتی نه! این چه می‌شود؟ این همین است كه انسان در وهله اول می‌آید در یك موقعیت به عنوان‌رسیدن یك مقصود و یك مطلوب، یك راهی را طی می‌كند بعد خود آن راه به عنوان پایگاه او قرار می‌گیرد؛ یعنی آن راه می‌شود بیت او، همان راه می‌شود حصار او، همان راه و مسیر می‌شود حصر او، جایگاه او و منزلگاه او.