ضرورت پرهیز از إبطال عمر، و بیان برخی از مصادیق آن
8این آدمی بود كه این وضعیت و این موقعیت و این لباس برای او حصار نشده بود! لباس اهل علم، لباس رسول خداست، لباس ائمه است. عمامه تیجان ملائكه1 است. تیجان ملائكه یعنی چه؟ یعنی تاج ملائكه، تاج ملائكه همین عمامهای است كه ما بر سر داریم و رسول خدا فرمود: این لباس نشان دهنده مرام و مكتب رسول خداست. ولی ما كه این لباس را به تن میكنیم نه به عنوان اینكه خود را در این لباس محصور میكنیم و محبوس میكنیم به نحوی كه آن قدرت آزادی و حریت و خارج بودن از بند و قیود از ما سلب بشود و خود را درون یك چنین لباسی محصور احساس كنیم. نخیر این هم غلط است، این هم غلط است. لباس را باید به عنوان لباس مقدس پیشوایان به تن كرد، اهل علم باید این لباس را به تن كنند. اما اینكه انسان درون همین لباس محصور بشود به نحوی كه فكر او و عمل او و رفتار او در محدوده حصر در این لباس قرار بگیرد این خودش غلط است و از كارهای انسان هم روشن میشود. وقتیكه انسان این لباس را دارد خجالت بكشد یك جا برود، وقتیكه انسان این لباس را دارد خجالت بكشد دو كیلو سبزی بخرد، وقتیكه انسان در این لباس است خجالت بكشد برود از قصابی گوشت بخرد اینها همه غلط است، همه اینها همین حصار است. سالك حصار نباید بپذیرد، لباسی را كه میپوشد باید با هدف و نیت بپوشد.
گاهی اوقات من در همین طهران كه حركت میكنم بعضی رفقا به من میگویند آقا از فلانجا برویم، وسیله دارند. میگویم نه من آن خیابان را عمداً پیاده میخواهم طی كنم. همین الان، در همین شرایط میخواهم این یك كیلومتر را پیاده بروم. چرا میخواهم پیاده بروم؟ به خاطر اینكه این مردم حداقل چشمشان به این لباس بیفتد حالا چیزهایی هم میخواهند بگویند بگویند عیب ندارد ما هم میخندیم، عیب ندارد. ولی اینطور نباشد كه دست استعمار بیاید كاری بر سر ما بیاورد كه ما با محصورشدن در افكار ضعیف، خود را از دیدگان اجتماع پنهان كنیم و این كار را میخواهند انجام بدهند. دست خارجی میخواهد این كار را انجام بدهد، دارد یك همچین كاری میكند؛ یعنی حالا بخواهیم نخواهیم هم دارد انجام میدهد. میگویم اگر میخواهید بیایید یك كیلومتر بالاتر سر فلان چهار راه آنجا ماشین را نگه دارید من میآیمدر آنجا سوار میشوم. ولی این یك كیلومتر را من میآیم، پیاده میآیم.
- بحار الأنوار، ج ٨٠، ص ١٩٨

