اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضرورت پرهیز از إبطال عمر، و بیان برخی از مصادیق آن

14668
عنوان بصری
نسخه عربی

ضرورت پرهیز از إبطال عمر، و بیان برخی از مصادیق آن

12
  • التفات می‌كنید چه می‌خواهم بگویم رفقا! فتح مكه‌ای كه رسول خدا می‌كند، فتح مكه‌ای است كه باید با كلمه توحیدی كه از دهان موحد بیرون می‌آید باشد، نه هر كسی! شمشیر دست بگیرد و قمه و چماق دست بگیرد و وارد بشویم بزنیم مشركین را از دم بیرون كنیم و قلع و قمع بكنیم! آن كاری است كه ما داریم می‌كنیم. نه آقا! نه! فتح مكه‌ای كه اگر خدا می‌آمد پایین با این مردم مكه چه می‌كرد؟ رسول خدا همان كار را می‌خواهد انجام بدهد؛ یعنی می‌رسد به ابوسفیان، نزنید، نكشید. این ابوسفیانی كه پدر همه را درآورده، ولی پیغمبر در اینجا می‌گوید این كار را نكنید، آن كاری كه انجام داده در زمان جاهلیت انجام داده الان همین ابی‌سفیان منزلش می‌شود مأمن، محل امن. كه هر كسی كه برود منزل ابی‌سفیان در امان است. این می‌شود توحید. متوجه شدید چه می‌خواهم بگویم؟! این می‌شود توحید، این می‌شود بدون هوی، این می‌شود بدون هوس، این می‌شود بدون نفس، این می‌شود بدون انانیت، این می‌شود همان‌ ذلِكَ بِأَنَّ اللَه هُوَ الْحَقُ‌ چرا؟ چون رسول خدا وقتی می‌خواهد وارد مكه بشود می‌گوید این مردم هر كاری كه قبلًا كرده‌اند الاسلام یجب ما قبله1 اسلام تمام كارهای قبل را قطع می‌كند، یجُبُّ: قطع می‌كند.

  • حالا كه قطع كرد، بین ابوسفیان و بین غیر ابوسفیان دیگر چه فرقی است؟ چه فرقی است؟ ابوسفیان آن كارها را انجام داده، در زمان جاهلیت انجام داده. لذا ابوسفیان تا آخر عمر آیا در وجدانش و در ضمیرش می‌تواند برای این اسلام نقطه ضعفی بیابد، برای این اسلام؟ برای اسلامی كه لوادارش امیرالمؤمنین است می‌تواند نقطه ضعف پیدا كند؟ یعنی وقتی‌كه در وجدان خودش در تاریكی در خلوت رجوع می‌كند، چشمش را می‌بندد، واقعاً خودش را با امیرالمؤمنین پیغمبر در كنار قرار می‌دهد چه جوابی دارد به كار پیغمبر بدهد؟! واقعاً چه جوابی دارد بدهد؟! بله، نفس بلند می‌شود می‌آید دوباره انكار می‌كند! چه می‌كند؟ كار را خراب می‌كند. ولی در آن تنهایی تنهایی خودش و در حال تجرد خودش، وقتی كار پیغمبر را در هنگام فتح مكه ملاحظه می‌كند كه چطور آمد و گفت نزنید.

    1. عوالى اللئالى الغر يزيد فى الاحاديث الدينية، ج ٢، ص ٥٤